نتایح جستجو

  1. MaRaL.arch

    مشاعرۀ سنّتی

    من نمیگم شعر نو نذاریم ک میگم شعرو تیکه تیکه نکنیم ک مفهومش ازبین نره!! اگه شعر نو هم میذاریم درست بذاریم ن اینکه ازهرجا خواستیم کاتش کنیم:|
  2. MaRaL.arch

    چرا 5تا عکس انتخاب نمیکنید؟؟

    چرا 5تا عکس انتخاب نمیکنید؟؟
  3. MaRaL.arch

    مشاعرۀ سنّتی

    هنو ب مقام استادی نرسیدم البته!! دل شوریده و دیوانه خویش(این قسمت مربوط ب بیت قبل میشه) می برم تا كه در آن نقطه دور شستشویش دهم از رنگ نگاه شستشویش دهم از لكه عشق زین همه خواهش بیجا و تباه (اگه حافظم درست یاری کنه این باید تکمیل کننده این بیت باشه) :gol:
  4. MaRaL.arch

    مشاعرۀ سنّتی

    پ فک کردید الکی لایک کردم شعرتونو کار سختیه هم مفهوم و هم وزن رو در این مدت کوتاه خلق کردن!!
  5. MaRaL.arch

    مشاعرۀ سنّتی

    نه!!!!!!!! شعر نو نیست ببنید ابیاتش کاملا مشخصه شعر نو میشه اشعار فریدون مشیری مثلن-یا اخوان ثالث البته فروغ هم اشعار نو داره اما این جزئشون نیس..
  6. MaRaL.arch

    مشاعرۀ سنّتی

    بله اما ی حدو حدودی داره دیگه تو ی بیت دوتا خروج وزنی فراتراز اختیارات شاعره:D
  7. MaRaL.arch

    مشاعرۀ سنّتی

    علاوه بر موضوعی ک استاد فرمودن تکه برداری شما مث اینه ک من مثلن ازین دو بیتی: چو می‌دانستی افتادن به ناچار نبایستی چنین بالا نشستن به پای خویش رفتن به نبودی کز اسب افتادن و گردن شکستن؟ چون با حرف چ باید بگم، این قسمتشو بنویسم: چنین بالا نشستن به پای خویش رفتن به نبودی کز اسب...
  8. MaRaL.arch

    مشاعرۀ سنّتی

    نادم از کرده ی خویشم ک چرا .......................... جای بد خوبی به نادان کردم (بخاطر هجای بلند و در کلمه، از لحاظ وزنی ی اضافس) هر چه داشتم به رهش بخشدم ...................... دل ویران شده ویران کردم )داشتم بخاطر هجای آ خارج از وزنه.ی کلمه مثلن کردم ب وزنش میخوره)
  9. MaRaL.arch

    مشاعرۀ سنّتی

    مهندس اینجوری قبول نیستااااااااا یهو از ی تیکه شعر کات کنید بذارید نمیشه ک:|
  10. MaRaL.arch

    مشاعرۀ سنّتی

    :w17:
  11. MaRaL.arch

    مشاعرۀ سنّتی

    لایک!! ی کوچولو اشکال وزنی داره ولی:دی
  12. MaRaL.arch

    مشاعرۀ سنّتی

    آن به كه در اين زمانه كم گيري دوست با اهل زمانه صحبت از دور نكوست آنكس كه به جمگي ترا تكيه بر اوست چون چشم خرد باز كني دشمنت اوست
  13. MaRaL.arch

    مشاعرۀ سنّتی

    فقط آرامشش بزرگه........... عمرت تا کی به خودپرستی گذرد یا در پی نیستی و هستی گذرد می خور که چنین عمر که غم در پی اوست آن به که بخواب یا به مستی گذرد
  14. MaRaL.arch

    مشاعرۀ سنّتی

    اسرار ازل را نه تو دانی و نه من وین حرف معما نه تو دانی و نه من هست از پس پرده گفتگوی من و تو چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من
  15. MaRaL.arch

    مشاعرۀ سنّتی

    در کارگه کوزه گری بودم دوش دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش هر یک به زبان حال با من گفتند کو کوزه گر و کوزه خرو کوزه فروش
  16. MaRaL.arch

    مشاعرۀ سنّتی

    دوش دیدم ک ملائک در میخانه زدند گل آدم بسرشتند و ب پیمانه زدند
  17. MaRaL.arch

    مشاعرۀ سنّتی

    آقااااااااا از شما بعیده :| مشاعره سنتی و وای وای وای؟؟:D من آن گلبرگ مغرورم ک میمیرم ز بی آبی ولی با خفت و خواری پی شبنم نمیگردم
  18. MaRaL.arch

    مشاعرۀ سنّتی

    :D دانی از زندگی چ میخواهم؟؟؟ من تو باشم.تووو پای تا سر تووووو زندگی گر هزار باره بود بار دیگر تو.بار دیگر توووووو
  19. MaRaL.arch

    تایپیکی واسه ما پسرای گل...

    اختیار دارید.. : )
  20. MaRaL.arch

    مشاعرۀ سنّتی

    دلِ شکسته به سازِ شکسته می ماند .......................... که با نوازشِ دستی برآورد آهی
بالا