نتایح جستجو

  1. نگار پاستور

    عدالت شبانه ی بی رحمی ست که با تصور تو در آغوش دیگران ریشخند می کند تمام گریه های مرا. خالی...

    عدالت شبانه ی بی رحمی ست که با تصور تو در آغوش دیگران ریشخند می کند تمام گریه های مرا. خالی آغوشمٰ سهم من از عدالت دست های توست. Click here to view the original image of 800x519px and 41KB. [IMG]
  2. نگار پاستور

    کربلایی امد.........

    سلام خوش اومدید. زیارتتون قبول هم باشگاهی عزیز خوشحالم که به سلامت برگشتید. :smile: ان شاءالله کوله بارتونم پر از اجابته که حتما همینطوره
  3. نگار پاستور

    جهان خالی تر از آن است که جای خالی تو را حس نکنم و خیال کن چه خالی شده ام وقتی حتی خیالت هم...

    جهان خالی تر از آن است که جای خالی تو را حس نکنم و خیال کن چه خالی شده ام وقتی حتی خیالت هم سهم دیگران باشد Click here to view the original image of 720x448px and 99KB. [IMG]
  4. نگار پاستور

    این اواخر به من فکر می کنی و دلت برایم تنگ می شود! کاش زنده بودم و این روزها را می دیدم . . .

    این اواخر به من فکر می کنی و دلت برایم تنگ می شود! کاش زنده بودم و این روزها را می دیدم . . .
  5. نگار پاستور

    گریه کشف دردناکی ست که بعد رفتنت در من رخ داد . . . . [IMG]

    گریه کشف دردناکی ست که بعد رفتنت در من رخ داد . . . . [IMG]
  6. نگار پاستور

    عدالت شبانه ی بی رحمی ست که با تصور تو در آغوش دیگران ریشخند می کند تمام گریه های مرا. خالی...

    عدالت شبانه ی بی رحمی ست که با تصور تو در آغوش دیگران ریشخند می کند تمام گریه های مرا. خالی آغوشمٰ سهم من از عدالت دست های توست. Click here to view the original image of 800x519px and 41KB. [IMG]
  7. نگار پاستور

    به کلاغ ها بگو قصه ی من اینجا تمام شد که یکی بود و نبود مرا با خود برد . . .

    به کلاغ ها بگو قصه ی من اینجا تمام شد که یکی بود و نبود مرا با خود برد . . .
  8. نگار پاستور

    عدالت شبانه ی بی رحمی ست که با تصور تو در آغوش دیگران ریشخند می کند تمام گریه های مرا. خالی...

    عدالت شبانه ی بی رحمی ست که با تصور تو در آغوش دیگران ریشخند می کند تمام گریه های مرا. خالی آغوشمٰ سهم من از عدالت دست های توست. [IMG]
  9. نگار پاستور

    گریه کشف دردناکی ست که بعد رفتنت در من رخ داد . . . . [IMG]

    گریه کشف دردناکی ست که بعد رفتنت در من رخ داد . . . . [IMG]
  10. نگار پاستور

    این اواخر به من فکر می کنی و دلت برایم تنگ می شود! کاش زنده بودم و این روزها را می دیدم . . .

    این اواخر به من فکر می کنی و دلت برایم تنگ می شود! کاش زنده بودم و این روزها را می دیدم . . .
  11. نگار پاستور

    جهان خالی تر از آن است که جای خالی تو را حس نکنم و خیال کن چه خالی شده ام وقتی حتی خیالت هم...

    جهان خالی تر از آن است که جای خالی تو را حس نکنم و خیال کن چه خالی شده ام وقتی حتی خیالت هم سهم دیگران باشد [IMG]
  12. نگار پاستور

    به کلاغ ها بگو قصه ی من اینجا تمام شد که یکی بود و نبود مرا با خود برد . . .

    به کلاغ ها بگو قصه ی من اینجا تمام شد که یکی بود و نبود مرا با خود برد . . .
  13. نگار پاستور

    سلام عزیزم ممنون بابت دعوت دوستی ات [IMG]

    سلام عزیزم ممنون بابت دعوت دوستی ات [IMG]
  14. نگار پاستور

    قاصدک گاه گاهی که می بینم تو را خیره می مانم به پژواک تنت می زدایم از غبار زندگی پیراهنت قاصدک...

    قاصدک گاه گاهی که می بینم تو را خیره می مانم به پژواک تنت می زدایم از غبار زندگی پیراهنت قاصدک آیا خبر داری از این شب مرده گی از میان کوچه های بی عبور زندگی از دل دریا بگو موج سرگردان به خانه اش رسید؟ شیر جنگل باز اهو می خورد؟ از دل لاله بگو. داغ دلش بهتر شده؟ قاصدک دیریست در این پیله­ ی...
  15. نگار پاستور

    قاصدک گاه گاهی که می بینم تو را خیره می مانم به پژواک تنت می زدایم از غبار زندگی پیراهنت قاصدک...

    قاصدک گاه گاهی که می بینم تو را خیره می مانم به پژواک تنت می زدایم از غبار زندگی پیراهنت قاصدک آیا خبر داری از این شب مرده گی از میان کوچه های بی عبور زندگی از دل دریا بگو موج سرگردان به خانه اش رسید؟ شیر جنگل باز اهو می خورد؟ از دل لاله بگو. داغ دلش بهتر شده؟ قاصدک دیریست در این پیله­ ی...
  16. نگار پاستور

    قاصدک گاه گاهی که می بینم تو را خیره می مانم به پژواک تنت می زدایم از غبار زندگی پیراهنت قاصدک...

    قاصدک گاه گاهی که می بینم تو را خیره می مانم به پژواک تنت می زدایم از غبار زندگی پیراهنت قاصدک آیا خبر داری از این شب مرده گی از میان کوچه های بی عبور زندگی از دل دریا بگو موج سرگردان به خانه اش رسید؟ شیر جنگل باز اهو می خورد؟ از دل لاله بگو. داغ دلش بهتر شده؟ قاصدک دیریست در این پیله­ ی...
  17. نگار پاستور

    قاصدک گاه گاهی که می بینم تو را خیره می مانم به پژواک تنت می زدایم از غبار زندگی پیراهنت قاصدک...

    قاصدک گاه گاهی که می بینم تو را خیره می مانم به پژواک تنت می زدایم از غبار زندگی پیراهنت قاصدک آیا خبر داری از این شب مرده گی از میان کوچه های بی عبور زندگی از دل دریا بگو موج سرگردان به خانه اش رسید؟ شیر جنگل باز اهو می خورد؟ از دل لاله بگو. داغ دلش بهتر شده؟ قاصدک دیریست در این پیله­ ی...
  18. نگار پاستور

    [IMG]

    [IMG]
  19. نگار پاستور

    [IMG]

    [IMG]
  20. نگار پاستور

    [IMG] [IMG]

    [IMG] [IMG]
بالا