دوباره زنده شدم بعد از اینهمه مردن
به خانه آمدهام بعد از اینهمه تبعید
دوباره پنجرهام، بعد از اینهمه دیوار...
به اعتمادِ چشم تو، بعد از اینهمه تردید
شبیه مرهمی که روان است
تمام زخم های مرا بردی
مرا گرفتی از من تنها
به دست هیچ سپردی
نفس نکشیده ام پیش از تو هوا اگر هوای تو باشد
غزل نمی شنوم...