من ی گنجشک داشتم خیلییییییی دوسش داشتم
بعد چند وقت مریض شد حالش بد بود
بابام واسه اینکه مرگشو نبینمو زیاد غصه نخورم گفت باید ببریمش تو جنگلا بذاریمش ک مامانش بیاد پیداش کنه ازش مراقبت کنه ک خوب شه
بعد رفتیم ی جا فک کنم وکیل آباد بود.ی درخت ک ی سوراخ تو تنه ش بود پیدا کردیم بابام گذاشتش اونجا
من...