در این جزیره ی وحشی به جستجو تا کی؟
مدام پرسه در افسوس و آرزو تا کی؟
اسیر سایه ی شوم اشاره ها تا چند؟
و هر زمان به غمی تازه روبرو تا کی؟
میان این همه دل های سنگی و صد رنگ
کنار ساحل حسرت دچار فرسایش
زتازیانه ی امواج های و هو ،تاکی؟
تمام پنجره ها در اسارت تزویر
به دست این همه دل های بی وضو تاکی؟...