خواب
از این دنیای خاکی پرگشودم
به آن آبی آبی ها غنودم
*
تو رادیدم میان آسمانها
تو را ای بهترینِ بهترین ها
*
تو را دیدم که پیش من می ایی
برای بودنِ با من می ایی
*
نشستم سفره دل را گشودم
میانش عشق و ایمان را ستودم
*
نشستم با تو از خود گفتگویی
دوباره اشک من مانند جویی
*
روان شد از دو چشمم با غم تو...