نتایح جستجو

  1. elena_75

    :cry::crying2:

    :cry::crying2:
  2. elena_75

    معذرت دیگه...:cry:

    معذرت دیگه...:cry:
  3. elena_75

    واااااای ببخشید سرعت نتم خیلی پایینه چند بار زدم این طوری شد معذرت:redface:

    واااااای ببخشید سرعت نتم خیلی پایینه چند بار زدم این طوری شد معذرت:redface:
  4. elena_75

    سلاااااااام مرسی شما چطوری؟؟؟

    سلاااااااام مرسی شما چطوری؟؟؟
  5. elena_75

    سلاااااااام مرسی شما چطوری؟؟؟

    سلاااااااام مرسی شما چطوری؟؟؟
  6. elena_75

    سلاااااااام مرسی شما چطوری؟؟؟

    سلاااااااام مرسی شما چطوری؟؟؟
  7. elena_75

    سلاااااااام مرسی شما چطوری؟؟؟

    سلاااااااام مرسی شما چطوری؟؟؟
  8. elena_75

    سلاااااااام مرسی شما چطوری؟؟؟

    سلاااااااام مرسی شما چطوری؟؟؟
  9. elena_75

    هوای تو...

    مــن، از تمام آسمـــان یک بــــاران را میخواهم ... و از تمــــام زمیــــن، یک خیابان را ... و از تمــــام تـــــو، یک دست که قفــــل شود در دست مـــــن...
  10. elena_75

    هوای تو...

    بر تمام قبر های این شهر بوسه بزن شاید به یاد بیاوری کجا مرا جا گذاشتی… من در تنها ترین قبر این شهر خفته ام صدای کلاغها را می شنوی؟ دارند برایم فاتحه می خوانند….!!
  11. elena_75

    هوای تو...

    نقــّـــــــــاشِ خــــوبی نــــبودم… اما ایـــــــــــــن روزها… به لطـــــــــــفِ تــــــــــو… انـــتظــــــار را دیـــــــــــدنی میکـــــِـــــــشـَـم….!!!!
  12. elena_75

    هوای تو...

    وقتی که تو نیستی با سبد سبد دلتنگی چه کنم؟ انگار با نبودنت نام رنگ می بازد دیگر نمی خواهم کسی را صدا بزنم ..
  13. elena_75

    هوای تو...

    ساعت از نیمه شب گذشته است و من به این می اندیشم : اگر کاری که " عشق " با من کرد با تو می کرد چند روز دوام می آوردی ؟؟؟؟
  14. elena_75

    هوای تو...

    یه صفحه سفید، به همراه یک قلم این بار حرف ،حرف نگفته ست یک حرف تازه نه از تو ... هی فکر می کنم هی با قلم به کاغذ سیخ می زنم اما دیگر تمام صفحه ها معتاد نامت اند انگار این قلم جز با حضور نام تو فرمان نمی برد در تمام صفحه های دفتر شعرم در گوشه های خالی قلبم در لحظه های تلخ سکوتم و...
  15. elena_75

    هوای تو...

    ماه من غصه چرا تو مرا داري و من هر شب و روز آرزويم همه خوشبختي توست ماه من دل به غم دادن و از ياس سخن ها گفتن كار آن هايي نيست كه خدا را دارند ماه من غم و اندوه اگر هم روزي مثل باران باريد يا دل شيشه اي ات از لب پنجره ي عشق، زمين خورد و شكست با نگاهت به خدا چتر شادي وا كن و بگو با دل خود كه خدا...
  16. elena_75

    هوای تو...

    آسمان را بنگر كه هنوز بعد صد ها شب و روز مثل آن روز نخست گرم و آبي پر از مهر به ما مي خندد يا زميني را كه دلش از سردي شب هاي خزان نه شكست و نه گرفت بلكه از عاطفه لبريز شد و نفسي از سر اميد كشيد و در آغاز بهار دشتي از ياس سپيد زير پاهامان ريخت تا بگويد كه هنوز پر از امنيت و احساس خداست
  17. elena_75

    قابل دار نبود:smile:

    قابل دار نبود:smile:
  18. elena_75

    قابیه شمارو نداشت دوست عزیز:D

    قابیه شمارو نداشت دوست عزیز:D
  19. elena_75

    ضریب هوشی خود را بسنجید!

    عزیییزم:D
بالا