نتایح جستجو

  1. MaRaL.arch

    مشاعرۀ سنّتی

    نمیدونستم.. مرسی ميخواره و سر گشته و رنديم و نظر باز وان كس كه چو مانيست دراين شهركدام است؟
  2. MaRaL.arch

    مشاعرۀ سنّتی

    :| تو که یک گوشه ی چشمت غم عالم ببرد حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد
  3. MaRaL.arch

    مشاعرۀ سنّتی

    از سر کوی تو با دیده تر خواهم رفت چهر ه آلوده به خوناب جگر خواهم رفت تا نظر می کنی از پیش نظر خواهم رفت گر نرفتم ز درت شام ، سحر خواهم رفت
  4. MaRaL.arch

    مشاعرۀ سنّتی

    من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم ... حرفی از جنس زمان نشنیدم هیچ چشمی عاشقانه به زمین خیره نشد.....................
  5. MaRaL.arch

    مشاعرۀ سنّتی

    :gol: تو درياي من بودي آغوش بگشا كه مي خواهد اين قوي، زيبا بميرد اینو خیلی دوس دارم شنیدم که: چون قوی زیبا بمیرد فریبنده زاد و فریبا بمیرد شب مرگ ، تنها نشیند به موجی رَود گوشه ای دور و تنها بمیرد در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب که خود در میان غزلها بمیرد گروهی برآنند کاین مرغ شیدا...
  6. MaRaL.arch

    مشاعرۀ سنّتی

    يار مفروش به دنيا، كه بسي سود نكرد آنكه يوسف به زر ناسره بفروخته بود...
  7. MaRaL.arch

    مشاعرۀ سنّتی

    من ز در بستن و وا کردن میخانه به جان آمدم گر نکنم باز و نبندم چه کنم ؟ غم هجران و پریشانی و بد بختی من تو پسندیدی اگر من نپسندم چه کنم ؟ : )
  8. MaRaL.arch

    مشاعرۀ سنّتی

    دل چنین سخت نباشد که یکی بر سر راه تشنه می میرد و شخص آب زلالی دارد زندگانی نتوان گفت حیاتی که مراست زنده آنست که با دوست وصالی دارد سعدی
  9. MaRaL.arch

    مشاعرۀ سنّتی

    رواق منزل چشم من آشیانه توست کرم نما و فرود آ! ک خانه خانه ی توست!
  10. MaRaL.arch

    مشاعرۀ سنّتی

    تو از جانی ولی جان را ندانی زجانانی و جانان را ندانی اگر جان را ندانی بس عجب نیست عجب اینست کانان را ندانی
  11. MaRaL.arch

    مشاعرۀ سنّتی

    تو را دارم اي گل جهان با من است تو تا با مني جان جان با من است
  12. MaRaL.arch

    مشاعرۀ سنّتی

    من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید قفسم برده به باغی دل من شاد کنید....
  13. MaRaL.arch

    مشاعرۀ سنّتی

    مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم
  14. MaRaL.arch

    مشاعرۀ سنّتی

    مي ترسم از عبور زمان بي حضور تو در خود تمام عقربه ها را شكسته ام
  15. MaRaL.arch

    مشاعرۀ سنّتی

    دوشینه پیش رویت آیینه را نهادم روز سفید خود را آخر سیاه کردم
  16. MaRaL.arch

    مشاعرۀ سنّتی

    ما را ز ياد بردند ياران ز بي وفايي ديگر وفا نبينم از تو كه يار مايي
  17. MaRaL.arch

    عید دوست داری کجا بری ؟

    کجا بودی تو بیریخد؟
  18. MaRaL.arch

    مشاعرۀ سنّتی

    من مست و تودیوانه ما را که برد خانه صد بار تو را گفتم کم زن دو سه پیمانه در شهر یکی کس را هوشیار نمیبینم هریک بتر از دیگر شوریده و دیوانه
  19. MaRaL.arch

    مشاعرۀ سنّتی

    به مکه آمدم ای عشق تا تو را بینم تویی که نقطه ی عطفی به اوج آئینم
  20. MaRaL.arch

    تمرین گروهی آزمون اسکیس 94

    پست اولو ببین عزیزم مدیریت عزیزمون چندروزه داره تمام پستها و مطالب مفیدو ب اون پست لینک میکنه
بالا