نتایح جستجو

  1. نگار پاستور

    رفتم . ریون رو هم نگاه می کنم می خبرم

    رفتم . ریون رو هم نگاه می کنم می خبرم
  2. نگار پاستور

    خانم مدیر بجواب لطفاً

    خانم مدیر بجواب لطفاً
  3. نگار پاستور

    تو کمپبل نبود . شما ریون رو داری؟

    تو کمپبل نبود . شما ریون رو داری؟
  4. نگار پاستور

    الآن می رم . :cry::mad::(

    الآن می رم . :cry::mad::(
  5. نگار پاستور

    [IMG]

    [IMG]
  6. نگار پاستور

    عزیزدلمییییییییییییی :w36:

    عزیزدلمییییییییییییی :w36:
  7. نگار پاستور

    این چه رازیست که در میکده، عشاق به آن می خندند. نکند راز من و تو باشد. نکند عهد شکستی و...

    این چه رازیست که در میکده، عشاق به آن می خندند. نکند راز من و تو باشد. نکند عهد شکستی و... یادمان باشد: آسمان شاهد عهدیست که با هم بستیم ابرها در سفرند آسمان اما هست
  8. نگار پاستور

    - چند سالته؟ - وقتی سر حالم 16 سال، وقتی خسته ام 25 سال - الآن چند سالته؟ - هزارسال !

    - چند سالته؟ - وقتی سر حالم 16 سال، وقتی خسته ام 25 سال - الآن چند سالته؟ - هزارسال !
  9. نگار پاستور

    سلااااااااااااام عزیزِدلِ نگارجون. خوبم. شما خوبی دوستم؟

    سلااااااااااااام عزیزِدلِ نگارجون. خوبم. شما خوبی دوستم؟
  10. نگار پاستور

    سلام عزیزم ممنون بابت همراهیت :gol:

    سلام عزیزم ممنون بابت همراهیت :gol:
  11. نگار پاستور

    مشاعرۀ سنّتی

    تا ترا جای شد ای سرو روان در دل من هیچکس می نپسندم که به جای تو بود
  12. نگار پاستور

    مشاعرۀ سنّتی

    یکی روبهی دید بی دست و پای فرو ماند در لطف و صنع خدای :D:redface:
  13. نگار پاستور

    مشاعرۀ سنّتی

    تویی آن آسمان صاف و روشن من این کنج قفس مرغی اسیرم
  14. نگار پاستور

    مشاعرۀ سنّتی

    در همه گیتی نگاه کردم و باز آمدم صورت کس خوب نیست پیش تصاویر او
  15. نگار پاستور

    مشاعرۀ سنّتی

    یکی درد و یکی درمان پسندد یکی وصل و یکی هجران پسندد
  16. نگار پاستور

    مشاعره با شعر سعدی

    شب نیست که در فراغ رویت زاری به فلک نمی رسانم
  17. نگار پاستور

    مشاعرۀ سنّتی

    دلی دارم خریدار محبت که زو گرم است بازار محبت
  18. نگار پاستور

    مشاعره با شعر سعدی

    می روی و التهافت می نکنی سرو هرگز چنین نرفت آزاد
  19. نگار پاستور

    مشاعرۀ سنّتی

    همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی
  20. نگار پاستور

    مشاعرۀ سنّتی

    دل می رود ز دستم صاحبدلان خدا را دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
بالا