نتایح جستجو

  1. pink girl

    رمان *كسي پشت سرم آب نريخت*

    :smile:* فصل چهارم *:smile: مادر عاقبت كار خودش را كرد . سرويس قاشق و چنگال نقره اش را فروخت و برايم يك دست لباس قشنگ و بي نظير سفارش داد .شب تولد نزديك بود و دوباره همه به جنب و جوش افتاده بودند. ماريا پس از كلي دعوا و مجادله توانست نظر شوهرش را براي خريد يك دست لباس گران قيمت جلب كند . خاله...
  2. pink girl

    رمان *كسي پشت سرم آب نريخت*

    "مادر بزرگ حال خوشي نداشت ! به گمانم تب داشت اما به روي خودش نمي آورد . باهاش صحبت كردم تو بري پايين پيشش خيلي هم خوشحال شد . از امشب ميتواني بري پايين . پيرزن است گناه دارد." من گناه نداشتم كه بايد پرستار يك پيرزن بد اخلاق و عيب جو مي شدم كه از كوچك ترين حركتم انتقاد مي كرد و به من امرو نهي...
  3. pink girl

    رمان *كسي پشت سرم آب نريخت*

    "دروغ نگو اگه حالت خوب بود كه زنگ تفريح بيرون مي آمدي" با ورود دبير ادبيات الهام دست از سرم برداشت . آقاي بسطامي غزلي از سعدي را با لحني هميشه پر سوزش دكلمه كرد. آن را كه غمي جز غم من نيست چه داند كز شوق توام ديده چه شب ميگذراند...
  4. pink girl

    رمان *كسي پشت سرم آب نريخت*

    *فصل سوم* "خانم ستايش از شما انتظار نداشتم ورقه سفيد به دستم بدهيد. شما حتي به يك سؤال هم پاسخ نداديد . مي شود توضيح بدهيد چرا؟" سرم پايين بود ودر خودكارم را ميجويدم . بعضي از سؤال ها را بلد بودم ولي به نظر من گرفتن نمره صفر بهتر از يك نمره زير پانزده است. "خيلي خوب !انگار هيچ توضيحي نداريد ...
  5. pink girl

    رمان *كسي پشت سرم آب نريخت*

    "ماني يواش تر برو كه چاك پيراهنت جر نخورد" در آن لحظه از مقابل آرمينا با همان خشم و كينه گذشتم. فكر ميكردم به دليل رفتار سبك اوست كه من اين چنين تحقير مي شوم . مادر بيچاره كه فكر ميكرد آن پسر خوش سيماو خوش اندام در اين مدت كم عاشق من شده است با ديدن صورت عبوس من آه از نهادش برآمد . ماريا چند...
  6. pink girl

    رمان *كسي پشت سرم آب نريخت*

    به سلامم متفكر و انديشناك پاسخ داد. خانم رزيتا با خنده گفت:"برديا جان ! ماندانا جان خواهر زاده رويا خانم است." لحظه اي لبخند معني داري روي لبش نشست و پر طعنه گفت:"پس دختر خاله آرمينا خانم هستيد." از لحن پر استهزايش خوشم نيامد .رزيتا خانم مارا تنها گذاشت و رفت . خواستم از جا برخيزم كه سكوت را...
  7. pink girl

    رمان *كسي پشت سرم آب نريخت*

    ماريا به اصرار ماتيك قرمزش را به لبانم ماليد.موهايم را باز گذاشت و تل تاج مانندي را لابه لاي موهايم فرو برد. "محشر شدي دختر!" مادر چشمانش برق ميزد ."خسته شديماز بس تو را در لباس مدرسه ديديم ببين چه ناز شده اي!" كمي احساس غرور به من دست داده بود .بدون آرايش بيشتر احساس زيبايي ميكردم .به آرايش...
  8. pink girl

    رمان رایکا

    مليسا جون من خيلي اين رمان رو دوست دارم پس چرا ادامه اش نميدي؟؟:smile::gol::heart:
  9. pink girl

    رمان *كسي پشت سرم آب نريخت*

    به خانه كه آمدم هنوز مهمانان نيامده بودند ساعت هفت بود و من به فكر درسهايم بودم . مهبد فوتبال نگاه ميكرد و تند تند تخمه را ميشكست. "مهبد لطفا پوست تخمه ها را روي زمين نريز" از لج من پوست تخمه ها را محكم تف كرد يك متر آن طرف تر! زنگ خانه به صدا در آمد . خاله رويا با ظاهري بزك كرده و آراسته دست...
  10. pink girl

    رمان *كسي پشت سرم آب نريخت*

    كلاس در سكوت سنگيني فر رفته بود . تنها صداي قدمهاي آقاي بهرامي دبير تاريخ سكوت را مي شكست .گه گاهي بالاي سر يكي از بچه ها مي ايستاد و به پاسخ هايشان خيره ميشد . خودكار در دهانم بود ودرآن را ميجويدم و پشت سر هم آهسته تكرار ميكردم:منگوقاآن پس از مسلمان شدن چه نامي اختيار كرد ؟ اه !چرا يادم نميامد...
  11. pink girl

    http://www.www.www.iran-eng.ir/showthread.php?t=103531

    http://www.www.www.iran-eng.ir/showthread.php?t=103531
  12. pink girl

    http://www.www.www.iran-eng.ir/showthread.php?t=103531

    http://www.www.www.iran-eng.ir/showthread.php?t=103531
  13. pink girl

    http://www.www.www.iran-eng.ir/showthread.php?t=103531

    http://www.www.www.iran-eng.ir/showthread.php?t=103531
  14. pink girl

    http://www.www.www.iran-eng.ir/showthread.php?t=103531

    http://www.www.www.iran-eng.ir/showthread.php?t=103531
  15. pink girl

    http://www.www.www.iran-eng.ir/showthread.php?t=103531

    http://www.www.www.iran-eng.ir/showthread.php?t=103531
  16. pink girl

    http://www.www.www.iran-eng.ir/showthread.php?t=103531

    http://www.www.www.iran-eng.ir/showthread.php?t=103531
  17. pink girl

    سلام مهرا جون مرسي . عيد شما هم مبارك.

    سلام مهرا جون مرسي . عيد شما هم مبارك.
  18. pink girl

    لووووووووووووووووووووووس ... من كه ميدونم تو علي صمدي هستي ... پس لطفا اينقدر لوس بازي در نيار.

    لووووووووووووووووووووووس ... من كه ميدونم تو علي صمدي هستي ... پس لطفا اينقدر لوس بازي در نيار.
  19. pink girl

    به خاطر سارا ؟ آخه چرا ؟ من خودم با سارا صحبت مي كنم ...

    به خاطر سارا ؟ آخه چرا ؟ من خودم با سارا صحبت مي كنم ...
بالا