سنگینی دوران رابر شانه هایم احساس میکنمنفس هایی که،از گرمگاه سینه بیرون می آیدودر برابرت،مثل کوه قد علم میکند.فرازو نشیب،پستی و بلندی..خدای من...بگذار پایم را فراتر از بودنم بگذارم.امشب خواب بادیدگان من بیگانه است.ثانیه،دقیقه،ساعت،روز،ماه،سال را،پشت سر گذاشتمبه امید فردایی،بهتر از امروزاما گویی...