نتایح جستجو

  1. ho_b

    دچار تردید فکری شدم. نمیدونم چیکار کنم. از طرفی از ادامه ارتباطم باهاش نگرانم.

    دچار تردید فکری شدم. نمیدونم چیکار کنم. از طرفی از ادامه ارتباطم باهاش نگرانم.
  2. ho_b

    سلاااااااااااااااااام من اومدم:D

    سلاااااااااااااااااام من اومدم:D
  3. ho_b

    من میرم شام بر میگردم. رو اون موضوع هم فکر می کنم اگه به نتیجه ای رسیدم بهتون میگم. فعلا

    من میرم شام بر میگردم. رو اون موضوع هم فکر می کنم اگه به نتیجه ای رسیدم بهتون میگم. فعلا
  4. ho_b

    به سراغ من اگر می آیید من تو پروفمم!!!!:D

    به سراغ من اگر می آیید من تو پروفمم!!!!:D
  5. ho_b

    واست اس دادم برو ببینش

    واست اس دادم برو ببینش
  6. ho_b

    واست فرستادم

    واست فرستادم
  7. ho_b

    گفتم همینجا بنویس دیگه

    گفتم همینجا بنویس دیگه
  8. ho_b

    یاهو نمیای؟

    یاهو نمیای؟
  9. ho_b

    همینجا بنویس. خوبی؟ چه خبر؟

    همینجا بنویس. خوبی؟ چه خبر؟
  10. ho_b

    نیومدی هنو؟ منتظرما!!!!!!!!!!

    نیومدی هنو؟ منتظرما!!!!!!!!!!
  11. ho_b

    خدا کند.:D;) عالی بود.ممنون

    خدا کند.:D;) عالی بود.ممنون
  12. ho_b

    اشکال نداره. به سراغ من اگر می آیید ...... من عاشقشم

    اشکال نداره. به سراغ من اگر می آیید ...... من عاشقشم
  13. ho_b

    دوست بزرگ بود و از اهالی امروز بود و با تمام افق های باز نسبت داشت و لحن آب و زمین را چه خوب می...

    دوست بزرگ بود و از اهالی امروز بود و با تمام افق های باز نسبت داشت و لحن آب و زمین را چه خوب می فهمید. صداش به شکل حزن پریشان واقعیت بود. و پلک هاش مسیر نبض عناصر را به ما نشان میداد. و دست هاش هوای صاف سخاوت را ورق زد و مهربانی را به سمت ما کوچاند. به شکل خلوت خود بود و عاشقانه ترین انحنای...
  14. ho_b

    دوست بزرگ بود و از اهالی امروز بود و با تمام افق های باز نسبت داشت و لحن آب و زمین را چه خوب می...

    دوست بزرگ بود و از اهالی امروز بود و با تمام افق های باز نسبت داشت و لحن آب و زمین را چه خوب می فهمید. صداش به شکل حزن پریشان واقعیت بود. و پلک هاش مسیر نبض عناصر را به ما نشان میداد. و دست هاش هوای صاف سخاوت را ورق زد و مهربانی را به سمت ما کوچاند. به شکل خلوت خود بود و عاشقانه ترین انحنای...
  15. ho_b

    دوست بزرگ بود و از اهالی امروز بود و با تمام افق های باز نسبت داشت و لحن آب و زمین را چه خوب می...

    دوست بزرگ بود و از اهالی امروز بود و با تمام افق های باز نسبت داشت و لحن آب و زمین را چه خوب می فهمید. صداش به شکل حزن پریشان واقعیت بود. و پلک هاش مسیر نبض عناصر را به ما نشان میداد. و دست هاش هوای صاف سخاوت را ورق زد و مهربانی را به سمت ما کوچاند. به شکل خلوت خود بود و عاشقانه ترین انحنای...
  16. ho_b

    برو به سلامت. منتظر خبرت هستم

    برو به سلامت. منتظر خبرت هستم
  17. ho_b

    پس خبرم کن. تا تو بیای می شینم یه کم درس میخونم تا عقب نیفتم از درسام. عکس عروسک لود نشد واست...

    پس خبرم کن. تا تو بیای می شینم یه کم درس میخونم تا عقب نیفتم از درسام. عکس عروسک لود نشد واست بذارم. بعدا میذارمش.
  18. ho_b

    اوهوی تو که میگی امشب نمیای؟ چرا ازش میپرسی که هس یا نه؟ هان؟

    اوهوی تو که میگی امشب نمیای؟ چرا ازش میپرسی که هس یا نه؟ هان؟
  19. ho_b

    من ماماننم که چش نمیزنم مامان بزرگ:biggrin:

    من ماماننم که چش نمیزنم مامان بزرگ:biggrin:
  20. ho_b

    میگم اعضای 3 نفرشون الان اینجا جمع شدنا;)

    میگم اعضای 3 نفرشون الان اینجا جمع شدنا;)
بالا