نوشته هایم دامنت را خواهند گرفت!
ب نفرین همین نوشته هایم گرفتار میشوی
بس ک لابلای نوشته هایم آه کشیدم و اشک ریختم
مثل نفسم ک بعد از ت گرفت جانم را
نیستی
ساعت دورها زده
مث ت ک مرا دورها زدی
اما اگر برگردی احساسم همان است
حتی عاشقانه تر شده و بی تاب تر
اما
دیگر جوان نیستم