سهراب ....
گفتی چشمها را باید شست، شستم...
گفتی جور دیگر باید دید، دیدم...
گفتی زیر باران باید رفت،رفتم...
ولی او نه چشمان خیس و شسته ام را نه نگاه دیگرم را ... هیچکدام را ندید
فقط زیر باران با طعنه خندید و گفت:دیونه بارون زده..
این بحثا اینقدر پیچیده هست که هیچوقت هیچ کس نمیتونه جواب قانع کننده ای به ما بده بجز خدا.
یعنی گنجایش ما انسانها برای درک این چیزا پایینه. و تو قرانم توصیه شده زیاد دنبال این چیزا نرین.
من خودم بعضی وقتا یه سوالایی تو ذهنم ایجاد میشه که حس میکنم واقعا دارم به مرز جنون میرسم و یه جورایی کفر میشه
شما انتظار دارین خدا با این همه نعمتی که در اختیار ما گذاشته و ازمون یکسری خواسته ها داره بی توجه باشیم؟
خدا این حق رو داره که اگه ما به خواسته هاش عمل نکنیم مجازاتمون کنه .به نظر شما اینطور نیست؟
خدا این همه نعمت به ما داده به ما جان و روح داده و انتظار داره که ما قدرشونو بدونیم و اونجوری که خودش میخواد رفتار کنیم
اینکه نمیشه همه چیز بهمون بده بعد بگه هر جور که دلتون خواست زندگی کنین
میخواد ببینه این انسانی که خلق کرده تا چه حد میتونه سپاس گزارش باشه و به خواسته هاش عمل کنه
و این حقشه که...
ببینین در این موضوع هیچ شکی نیست که خدا بی نیازه
ولی با توجه به این همه نعمتی که به ما داده و خواسته که شکر گزار باشم این بخاره این نیست که خدا نیاز به سپاس ما داره
خدا میخواد به ما یاد بده که قدر داشته هامونو بدونیم و اینم بدونیم که خودمون هیچی نیستیم
وجود ما از خداست و اگه اون نخواد ما حتی یک...
در این دنیای بی رنگی بشر بیگانه میبینم
صفا و صلح و یکرنگی همه افسانه میبینم
صفای چشمت ای ساقی تو تنها مانده ای باقی
رفیقانم همه رفتند تو را یکدانه میبینم