نتایح جستجو

  1. پیرجو

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    مردي از آتوسا شكايت به پیرجو برد. پیرجو گفت: خوش داري كه زنت بميرد؟ گفت: نه به خدا. گفت: واي بر تو مگر نه تو از وجود او در رنجي؟ گفت: آري ولي ترسم كه از شادي درگذشت او خود نيز درگذرم.
  2. پیرجو

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    Sky Shield به سفر شد و زيان ديده بازگشت، او را گفتند: چه سود بردي؟ گفت: ما را از اين سفر سودي جز شكستن نماز نبود.
  3. پیرجو

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    هیلیشی را پرسيدند: شراب گرم را چه ناميد؟ گفت: گر م مي. گفتند: چون سرد شود چه خوانيدش؟ گفت: ما مجال ندهيم كه سرد شود.
  4. پیرجو

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    نمیمره هم نمیمره هم آتوسایی بيمار شد، شوي را مي گفت: واي بر تو اگر بميرم چه ميكني؟ گفت: نميري چه كنم؟
  5. پیرجو

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    هیلیش از سهیل چيزي بخواست. او را دشنام داد و گفت: مرا كه رد م يكني از چه رو دشنام ميدهي؟ گفت: خوش ندارم كه دست تهي روانه ات سازم.
  6. پیرجو

    [IMG]

    [IMG]
  7. پیرجو

    عیدت مبارک سویل جان. [IMG]

    عیدت مبارک سویل جان. [IMG]
  8. پیرجو

    سلام حمید جان، ببین این رو میتونی براش بذاری. لینک هاش بیشترش حذف شدن...

    سلام حمید جان، ببین این رو میتونی براش بذاری. لینک هاش بیشترش حذف شدن. http://www.www.www.iran-eng.ir/showthread.php?t=131345
  9. پیرجو

    میگم کوچولو تو هنوز به تالار تست دسترسی داری؟

    میگم کوچولو تو هنوز به تالار تست دسترسی داری؟
  10. پیرجو

    [IMG] مموشی عیدت مبارک.

    [IMG] مموشی عیدت مبارک.
  11. پیرجو

    راستش ادمین پول نمیده که لامپ بذارم...عید شما هم مبارک.

    راستش ادمین پول نمیده که لامپ بذارم...عید شما هم مبارک.
  12. پیرجو

    زبان تخصصي

    بنظر من این کتاب مناسب هستش. http://rapidshare.com/files/202689437/Oxford_English_for_Electronics.rar
  13. پیرجو

    نه از زبون خودم نبود، از یکی از محفل هایی که شعرا نشسته بودن و شعر میسردونش کف رفتمش...:أی حداقل...

    نه از زبون خودم نبود، از یکی از محفل هایی که شعرا نشسته بودن و شعر میسردونش کف رفتمش...:أی حداقل واسه دسر آمادش کن، سوخاری باشه ها...:D
  14. پیرجو

    دفتر مدیریت تالار گفتگوی آزاد [محلّ ارسال انتقادها و پيشنهادهای شما]

    با سلام، ممنون از پیشنهادتون اما محیط علمی این گونه مسائل رو نمی پذیرد.
  15. پیرجو

    مي نهم گردن به عشقت يار قربان کــن مرا فارغ از رنج و عذاب و درد هجران کن مرا [IMG]

    مي نهم گردن به عشقت يار قربان کــن مرا فارغ از رنج و عذاب و درد هجران کن مرا [IMG]
  16. پیرجو

    مي نهم گردن به عشقت يار قربان کــن مرا فارغ از رنج و عذاب و درد هجران کن مرا [IMG]

    مي نهم گردن به عشقت يار قربان کــن مرا فارغ از رنج و عذاب و درد هجران کن مرا [IMG]
  17. پیرجو

    نه منظورم این بود که خارزشتی رو قربونیش کن...:دی

    نه منظورم این بود که خارزشتی رو قربونیش کن...:دی
  18. پیرجو

    اندر حکایات باشگاه مهندسان

    تفاوت طنز ادبی و جک تفاوت طنز ادبی و جک دوستان توجه داشته باشن اینجا تالار ادبیات بخش داستان ها و حکایت ها هستش. حکایت چیست؟ حکایت نوعی از داستان کوتاه ‌است که در آن درس یا نکته اخلاقی به خواننده منتقل می‌گردد و معمولا این درس یا نکته در انتهای حکایت مشخص می‌شود. شخصیت‌های یک حکایت ممکن است...
  19. پیرجو

    مي نهم گردن به عشقت يار قربان کــن مرا فارغ از رنج و عذاب و درد هجران کن مرا [IMG]

    مي نهم گردن به عشقت يار قربان کــن مرا فارغ از رنج و عذاب و درد هجران کن مرا [IMG]
بالا