من از اینکه از تو دروغی شنیدم*****به این حال و روز و به این شک رسیدم
تو اما ک انگار بهونت همین بود*****گذشتی چه آسون، چه آسون چه قدر زود
نگاه کن ببین حال من ناخوشه*****جدایی چه آسون منو میکشه
منو میکشه خاطراتم باهات*****کنارم نشسته یه سایه به جات
یه سایه که شکلش شبیه منه*****که تنهایی هامو به هم...
رفیق من سنگ صبور غمهام
به دیدنم بیا که خیلی تنهام
هیشکی نمی فهمه چه حالی دارم
چه دنیای رو به زوالی دارم
مجنونم و دل زده از لیلیا
خیلی دلم گرفته از خیلیا
نمونده از جوونیام نشونی
پیر شدم پیر تو ای جوونی
تنهای بی سنگ صبور
خونه ی سرد و سوت و کور
توی شبات ستاره نیست
موندی و راه چاره نیست
اگر چه...