یکی از شبهای زیبا و دل انگیز بهار،که صدای تپش قلب گل صحرایی میرسید تا نک کوه
عطر گلهای شقایق رو نسیم سوار میشد
می پیچید توی دماغ شب و شب مست می شد
اونچنون مست که کم کم پای کوه خوابش می برد
روی یک صخره ی تیز تو کوه بلند
که از اون بالا میشد تا اون ور دنیا رو دید
زیر یک درخت بید
که لب چشمه...