نتایح جستجو

  1. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    ارامش جان امضای قبلیت چی بود؟ یادمه خیلی قشنگ بود الان یادم نمیاد
  2. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    سلام سلام سلام دیشب عروسی بئدم برگشتم 2 بار کانکت شدم دی سی شد خوبین؟؟؟ خوشین؟
  3. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    خوب دیگه خیلی خوش گذشت با اجازتون می برم فردا کلی کار دارم عروسییییییییییییییییییییییییییییه دوستمه :smile:
  4. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    :confused::confused::confused:اینم هست ها؟؟؟؟ مرسیییییییییییییییی وای عجب اناریه
  5. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    نچ نچ :biggrin::biggrin:
  6. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    ساعت روووووووووووو ببین
  7. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    مرسیییییییییییییییییییییییی با هم بخوریم ؟
  8. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    اااااا یهنی پیر زن بیابیم؟؟ مرسی زحمت نکش شوخی بود:smile:
  9. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    اهههه پس عیب از راوی(خودم)بوده مرسی عزیزم
  10. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    خواهش عزیزم:gol::gol::gol:
  11. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    :(من بی دعوت بودم؟ نه بابا همه ادم خوبا خوشگلا دخترن :biggrin::biggrin: این قصه ی مورد علاقه ی بچگیم بود مامانم تعریف میکرد هر چی یادم بود ازش نوشتم
  12. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    قصه ی ما به سر رسید کلاغه به خونش نرسید
  13. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    ولی بعد از اون راپونزل همیشه اوازهای غمگین می خونده‘از طرف دیگه پادشاه از همه جا دکتر واسه پسرش خبر می کنه ولی نمی تونن درمانش کنن‘ تا اینکه به پیشنهاد یکی از دکترا اونو سوار اسب می کنن و برای گشت و گذار بیرون میبرن از قضا اونو نزدیک همون رود خونه ای می برن که راپونزل اونجا بوده وقتی شاهزاده...
  14. hd_memar

    داستانهای زیر کرسی

    ولی بعد از اون راپونزل همیشه اوازهای غمگین می خونده‘از طرف دیگه پادشاه از همه جا دکتر واسه پسرش خبر می کنه ولی نمی تونن درمانش کنن‘ تا اینکه به پیشنهاد یکی از دکترا اونو سوار اسب می کنن و برای گشت و گذار بیرون میبرن از قضا اونو نزدیک همون رود خونه ای می برن که راپونزل اونجا بوده وقتی شاهزاده...
  15. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    ها؟؟؟ من واسه خوردن گفتم :biggrin: میگم الان صبر کردم بخونین
  16. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    پیرزنه اسم بچه رو می ذاره راپونزل به معنیه تربچه نقلی پیرزنه راپونزل رو به یه عمارت بلند توی یک جنگل می بره که این عمارته پله نداشته و خودش هر روز صبح تا بعد از ظهر از می رفته شهر کم کم راپونزل بزرگ میشه و توی زندگیش هیچ کسیو جز پیرزنه ندیده بوده و با پرنده ها دمخوار شده بوده و از اونها اواز...
  17. hd_memar

    داستانهای زیر کرسی

    پیرزنه اسم بچه رو می ذاره راپونزل به معنیه تربچه نقلی پیرزنه راپونزل رو به یه عمارت بلند توی یک جنگل می بره که این عمارته پله نداشته و خودش هر روز صبح تا بعد از ظهر از می رفته شهر کم کم راپونزل بزرگ میشه و توی زندگیش هیچ کسیو جز پیرزنه ندیده بوده و با پرنده ها دمخوار شده بوده و از اونها اواز...
بالا