نتایح جستجو

  1. Sinai

    تا خیال تو هست خیالی نیست

    شاید بشود روزها فراموشش کرد امّا شب‏ها در دل کابوس‏هایم وقتی با فریاد کردن اسمش همه را بیدار می‏کنم، چه کنم؟
  2. Sinai

    زنگ تفریح ... گپ و گفت های خودمونی!

    :biggrin::biggrin::biggrin::biggrin:
  3. Sinai

    زنگ تفریح ... گپ و گفت های خودمونی!

    اوهوم تو هم سوار شدی ؟؟؟
  4. Sinai

    آرزوهای گمشده...

    تو چشم گذاشتی، من پنهان شدم، او را پیدا کردی و رفتی.
  5. Sinai

    زنگ تفریح ... گپ و گفت های خودمونی!

    خووووووب منم برم دیگه شب بخییییییر دی: اینجا که کسی نیست ولی خوب احتیاط شرط عقله دی: همونی که من ندارم هه
  6. Sinai

    زنگ تفریح ... گپ و گفت های خودمونی!

    یکی از جاذبه های توریستی شهر شیراز در زمان عید، مسافرهای اصفهانی هستن که با کمک نقشه مسافرکشی می‏کنند.
  7. Sinai

    من با خاطرات تو زنده خواهم ماند

    گمان نمی‌کنم هیچ‌گاه بفهمم «خاطره» چیزی است که به دست آورده‌ایم یا چیزی است که از دست داده‌ایم
  8. Sinai

    فراق یار

    در روزهای “بودن”ش از روزهای “نبودن”ش ساکت‌تر بود.
  9. Sinai

    زنگ تفریح ... گپ و گفت های خودمونی!

    شما خودت گلی پ.ن : چه بی ربط دی:
  10. Sinai

    زنگ تفریح ... گپ و گفت های خودمونی!

    هیچکس، بر نیمکت پارک به تنهایی نمی‌نشیند؛ یا یار در بر است، یا یاد یار در سر…
  11. Sinai

    زنگ تفریح ... گپ و گفت های خودمونی!

    اوووهوم چه کنیم دیگه تنها جایی که “حجاب” داشت، هنگام نماز خواندن بود؛ گویا تنها کسی که به او “محرم” نبود، “خدا” بود!
  12. Sinai

    گفتگو با خدا(::: مناجات نامه :::)

    تنها جایی که “حجاب” داشت، هنگام نماز خواندن بود؛ گویا تنها کسی که به او “محرم” نبود، “خدا” بود!
  13. Sinai

    زنگ تفریح ... گپ و گفت های خودمونی!

    “افتادن” فی‌نفسه دردناک است! “به”یادت افتادن، “دردناکتر”… “از” یادت افتادن، “دردناکترین”.
  14. Sinai

    زنگ تفریح ... گپ و گفت های خودمونی!

    :biggrin::biggrin::biggrin::biggrin::biggrin:
  15. Sinai

    زنگ تفریح ... گپ و گفت های خودمونی!

    شبتون بخیر و شادی :gol:
  16. Sinai

    رد پای احساس ...

    درد قلبم را به قرصی می‌توانم فرو نشاند؛ تو بگو… با درد دل چه کنم؟
  17. Sinai

    رفتن...

    دو گروه از مردان هیچگاه به زندگی عادی باز نخواهند گشت؛ آنان که به “جنگ” رفته‌اند و آنان که “عاشق” شده‌اند.
بالا