نتایح جستجو

  1. mansourblogfa

    بسي خنديدم بيا خودموني ها بچه ها جمعن...

    بسي خنديدم بيا خودموني ها بچه ها جمعن http://www.www.www.iran-eng.ir/showthread.php/336666-جمع-های-خودمونی..../page2290
  2. mansourblogfa

    دلم نيومد پتتو بريزم رو اب اخه پروندت خيلي سنگينه

    دلم نيومد پتتو بريزم رو اب اخه پروندت خيلي سنگينه
  3. mansourblogfa

    اين حرف رو من بايد بهت ميزدم

    اين حرف رو من بايد بهت ميزدم
  4. mansourblogfa

    وااااااااا اگه قبول نكرد برو از يه جاي ديگه دانلود كن

    وااااااااا اگه قبول نكرد برو از يه جاي ديگه دانلود كن
  5. mansourblogfa

    :gol: سلام كجايي دختر؟

    :gol: سلام كجايي دختر؟
  6. mansourblogfa

    مال من ورژنه 11.60 هستش همين رو دانلود كن جديد ترينشه

    مال من ورژنه 11.60 هستش همين رو دانلود كن جديد ترينشه
  7. mansourblogfa

    من با موزيلا اومدم هي گير ميكرد اما اوپرا مثل فشنگ صفحه ها رو باز ميكنه

    من با موزيلا اومدم هي گير ميكرد اما اوپرا مثل فشنگ صفحه ها رو باز ميكنه
  8. mansourblogfa

    سلام سعيد با يه مروگره ديگه بيا من الان با اوپرا اومدم خوبه

    سلام سعيد با يه مروگره ديگه بيا من الان با اوپرا اومدم خوبه
  9. mansourblogfa

    رمان خون ها بيان تو

    قسمت ۴ رمان به رنگ شب مشغول تعویض لباس بود که ضربه اي به در خورد از این رو با دستپاچگی خود را پوشاند . امیر بود. با اجازه خواهر داخل شد و یکراست لبه تخت نشست. براي حرف زدن کلافه بود از این رو شیشه عطر را برداشت و فشرد، رایحه دل انگیز عطر کلنیک در هوا پخش شد. سیما از برادر گله داشت پس زحمت...
  10. mansourblogfa

    رمان خون ها بيان تو

    فصل۴رمان هم قفس ساعتی از سه نیمه شب گذشته بود،همیشه وقتی نامه های افشین رو می خوندم می رفتم تو رویا و صحنه های نامه رو توی ذهنم تجسم می کردم.مو به مو و خط به خط نامه ها رو حفظ بودم ولی خوندنش بدنم رو داغ می کرد و خون گرمی،توی رگهام می جوشید.دیگه از پیدا کردن افشین نا امید شده بودم.هر کاری که از...
  11. mansourblogfa

    رمان خون ها بيان تو

    فصل ۵و۶ رمان آتش دل خودم رو روي صندلي ماشين انداختم و گفتم: -آخ مردم از گرما. -چيزي خوردي؟ -نه،دارم از گشنگي و تشنگي ميميرم.وقتي اس ام اس زدي رسيدي،نمي دونم چطور تا اين كوچه اومدم. -برات ساندويچ و دلستر خريدم. -آخ فداي خواهر گلم بشم. -حالا اين همه عذاب،سودي هم داشت؟ -تا من مي خورم تو گزارش...
  12. mansourblogfa

    رمان خون ها بيان تو

    سلام بر دوستان گل خودم . امروز دلم گرفته. اگه ولم کنند گریه می کنم . دلیلش را هم نمی دانم . دیگه کم کم داریم روی روال اصلی ماجرا می افتیم . از تمام کسانی که با نطراتشان من رو تشویق کردند خیلی ممنونم فصل ۶ رمان عطر نفس های تو دو ماه از عروسی مهتا می گذشت رفتن او باعث شده بود که احساس...
  13. mansourblogfa

    [IMG]

    [IMG]
  14. mansourblogfa

    [IMG]

    [IMG]
  15. mansourblogfa

    به اواتار نفر قبلي گير سه پيچ بده !!!!!!!!

    اخه مايكل عشق منه به چيش گير بدم تو خجالت نميكشي رفتي خودتو سفيد كردي كاكا سياه
  16. mansourblogfa

    [IMG]

    [IMG]
  17. mansourblogfa

    شوخي كردم :biggrin:

    شوخي كردم :biggrin:
  18. mansourblogfa

    تو جیب نفر قبلیت چیه؟!!!!

    شوهرشه :biggrin:
  19. mansourblogfa

    تو جیب نفر قبلیت چیه؟!!!!

    ماهي :biggrin:
بالا