فصل ۷ و ۸ رمان آتش دل
-طنين،اين داد مي زنه دست كاري شده.
-نه تو خيلي وسواس داري،اين كجاش معلومه نادر شده ناصر.
-اومديم گفتن اصل شناسنامه رو بيار.
-اون وقت يه خاكي به سرم مي كنم،من ديگه سفارش نكنم خيالم راحت باشه.
-آره خيالت جمع جمع،مراقب خودت باش.
-شبها گوشيمو روشن مي كنم فقط برام sms بفرست،در...