نتایح جستجو

  1. محـسن ز

    مشاعرۀ سنّتی

    تو آگهی که چه نیمه شبها چو نیل و جیحون فشانده ام خون زبیم آنکه به خواب نوشین قضا نگردد نماز صبحم
  2. محـسن ز

    دفتر مدیریت تالار ادبیات

    سلام دوست عزیز خیلی خوش آمدید من با تایپیک شما موافقم البته نظر گلابتون عزیز هم باید دانست فقط اینکه من یه جای نوشته شما را نفهمیدم هر کس که شعر میگه باید دو تا کلمه هم بگه تا نفر بعدی با دو کلمه نفر قبلی بداهه بگه مثلا فرد دو کلمه خدا و عشق را انتخاب میکند حتما باید این دو کلمه در بداهه ای که...
  3. محـسن ز

    نقد ادبی اشعار و دل نوشته های دوستان

    سلام کورش عزیز از حضور شما در تالار ادبیات خرسندم . من با اجازه نوشته شما را ویرایش کردم چون اون جوری یکم سخت بود خوندن شعر با عرض معذرت من ازدوستان عزیز مان مخصوصا محمود و آرش تقاضا دارم شعر شما را مورد نقد بررسی قرار دهند موفق باشید
  4. محـسن ز

    مشاعرۀ سنّتی

    مائیم و دلی گمشده در خاطره ای سرخ یک کوله ی فریاد ولی در گره ای سرخ
  5. محـسن ز

    رباعی و دو بیتی

    همایون کرمانی همایون کرمانی دیدم شتری چهد روان در پی هم بربسته مهارشان به یک خر محکم گفتم به خرد چه باشد این؟ گفت خموش خر در همه کارها بود پیش قدم دوستان عزیز لطف کنید نام شاعر را هم ذکر کنید
  6. محـسن ز

    رباعی و دو بیتی

    همایون کرمانی همایون کرمانی دیدم شتری روانه در رهگذری بربسته مهار او بر پالان خری گفتم عجب . انکه هنر مند تر است باشد زچه او اسیر هر بی هنری
  7. محـسن ز

    مشاعرۀ سنّتی

    نیاز مند به فردوس و حور و غلمان نیست کسی که صحبت یاران نیک خو دارد
  8. محـسن ز

    مشاعرۀ سنّتی

    ملک عشق است که آزادی مطلق آنجاست بندگان ناز فرو شند به شاهی گاهی
  9. محـسن ز

    مشاعرۀ سنّتی

    در سینه من سوخت دل از برق محبت چون از خم آن زلف سیه شانه درخشید
  10. محـسن ز

    مشاعرۀ سنّتی

    دلخوش به بازمانده ی اندوهناک خویش اما زبازی فلک دون خبر نداشت
  11. محـسن ز

    سلام مدیر خوبی ممنون خوشمزه بودن من خوردم نکنه مصنوعی بودن [IMG]

    سلام مدیر خوبی ممنون خوشمزه بودن من خوردم نکنه مصنوعی بودن [IMG]
  12. محـسن ز

    غزل و قصیده

    همایون کرمانی همایون کرمانی ازبس که دیده دل همه جا جلوه گر کند تورا نبود مجال دیده که بیند دگر تورا منظور جان اهل دلی جلوه کن به ناز تا بنگرند مردم صاحب نظر تو را خود با خبر زسوز درون منی به لطف حاجت اشک نیست کهآرد خبر تو را شد روز روشنم سیه و موی سپید اینم گواه عشق به شام و سحر تورا دارو عزیز...
  13. محـسن ز

    میگم شانس اورد پدر فیله نبود درخت هم درختای قدیم یه حجابی داشتن [IMG]

    میگم شانس اورد پدر فیله نبود درخت هم درختای قدیم یه حجابی داشتن [IMG]
  14. محـسن ز

    تو بخر خوش تر می خری

    تو بخر خوش تر می خری
  15. محـسن ز

    چه جورم [IMG]

    چه جورم [IMG]
  16. محـسن ز

    ممنون بهتاش جان اینم یه نوع مهر مادری دیگه [IMG]

    ممنون بهتاش جان اینم یه نوع مهر مادری دیگه [IMG]
  17. محـسن ز

    مصطفی جان شماره دادن نقض قوانین باشگاه هست فکرمیکنم یه سال پیش به خاطر همین اخراج شدی حالا...

    مصطفی جان شماره دادن نقض قوانین باشگاه هست فکرمیکنم یه سال پیش به خاطر همین اخراج شدی حالا خواستی خصوصی بده
  18. محـسن ز

    سلام حال همشهری ما چطوره خوبی

    سلام حال همشهری ما چطوره خوبی
  19. محـسن ز

    فراق یار

    هیچ می‌دانی چه می‌گوید رباب ز اشک چشم و از جگرهای کباب پوستی‌ام دور مانده من ز گوشت چون ننالم در فراق و در عذاب چوب هم گوید بدم من شاخ سبز زین من بشکست و بدرید آن رکاب ما غریبان فراقیم ای شهان بشنوید از ما الی الله المأب هم ز حق رستیم اول در جهان هم بدو وا می‌رویم از انقلاب بانگ ما همچون جرس در...
  20. محـسن ز

    كوي دوست

    چشمت خوش است و بر اثر خواب خوشتر است طعم دهانت از شکر ناب خوش تر است زنهار از این تبسم شیرین که میکنی کز خنده شکوفه سیراب خوشترست شمعی به پیش روی تو گفتم که برکنم حاجت به شمع نیست که مهتاب خوشترست دوش آرزوی خواب خوشم بود یک زمان امشب نظر به روی تو از خواب خوشترست
بالا