بيا كه از جگر اعتماد شك گل كرد
به دشت صدق و صفا بوته كلك گل كرد
به استخوان فرومانده در گلوی سكوت
صدای ضجه ای مردمان كمك گل كرد
طلوع اختر فرياد درد , نزديك است
كه پشت پنجره بغض ها , ترك گل كرد
خزان غمزده صبر بارور گرديد
زلابلای دل زخم ها , نمك گل كرد
غزل , معاشقه را وانهاد و...