نتایح جستجو

  1. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    بزغاله از دور او را نگاه كرد و از بازي روباه خوشش آمد . نزديكتر آمد و خنده كنان به روباه گفت :« خيلي خوشحالي !» روباه گفت :« چرا خوشحال نباشم ، چه غمي دارم كه بخورم ؟ دنياي خدا به اين بزرگي است و آب و علف به اين فراواني . مي خورم و براي خودم بازي مي كنم . اصلاً من از كساني كه زياد فكر مي كنند و...
  2. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    شيرگفت :« بله ، ثعلب را مي شناختم ، دوست من بود و خيلي خوب خدمت مي كرد . تو هم خوب وقتي آمدي ، حالا كه اين طور است مي تواني يك كاري بكني ؟» روباه گفت :« در خدمتگزاري حاضرم ، سرو جانم فداي شير .» شيرگفت :« سرو جانت سلامت باشد . ببين ، من در اين حال نميتوانم دوندگي كنم ، اما اگر شكاري ، چيزي اين...
  3. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    فيل گفت :« هرچه هست ما از آنها نيستيم كه بترسيم .» شيرگفت :« يك پنجه به خرطومت بزنم حسابت پاك است .» فيل گفت :« يك مشت توي سرت بزنم جايت زير خاك است .» شيراوقاتش تلخ شد و پريد به طرف فيل كه او را بزند . فيل هم خرطومش را انداخت زير شكم شير وشير را بلند كرد و پرت كرد ميان درختها و راهش را كشيد و...
  4. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    روباه و بزغاله روزي بود روزگاري بود . يك روز روباهي از صحرا مي گذشت و ديد يك گله گوسفند دارد آنجا مي چرد . روباه خيلي گرسنه بود و فكر كرد :« كاش مي توانستم يك گوسفند بگيرم ، اما من حريف آنها نمي شوم ، اين كارها كار گرگ و شير و پلنگ است .» روباه دراين فكر بود كه صداي يك مرغ وحشي به گوشش...
  5. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    اههه گولشو خوردی؟ بچه ها منم یه قصه بگم و برم بخوابم که دیره
  6. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    مرسی داداشی ولی بالا بری پایین بری باید پذیرایی کنی
  7. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    اره اره اون پیانو شب اولی بود من اومدم فقط خوندم پست نزدم از فدلش تازه از سنگر اومدم بیرون شبهای اول کیف خودشو داشت من شیر موز مخصوص داداشی
  8. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    پس کی؟ اهه؟ کدوم کینه؟ باور کن اون شب خیلی خوش گذشت همون شبی بود زندگی نامه ارامشو تنظیم کردم هااا
  9. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    اشتباه چیه؟ با خودت بودم هااا به نظرم دو شب خیلی خوش گذشت یه شب من و ملودی تا تونستیم محمد رو اذیت کردیم :cool: یه شبم همون شب تولد پاکر که خودش نیامد سلام معلومه کجایی بدو پذیرایی کن از مهمونات همه گلوی خشک نشستن اینجا
  10. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    نه بابا اونا ارام و پیچوندن مرسی:heart::heart:
  11. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    چه جالب یعنی می فهمن؟؟؟؟؟ ارههههه خیلی خوب میشه:smile::smile::smile::smile:
  12. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    سلام خوبی بچه؟ بچه ها یه سر اینجا می زنین؟ http://www.www.iran-eng.ir/showthread.php?p=762647#post762647
  13. hd_memar

    وقتی تبریک سال نو میتونه یه دل دردمند کوچولو رو شاد کنه

    شاید تو این دنیای 0 و 1 خیلیامون دیگه کارت تبریک ندیم شاید نخوایم یه کارت بخریم بدون اینکه بخوایم هدیش بدیم واسه دل خودمون یا شایدم واسه دل اونها ولی هممون به یه تقویم احتیاج داریم فقط کافیه به جای لوازم تحریر سر کوچه یه کم راه رو کج کنیم هر چند من خودم خیلی دورم دیروز اینو تو نت دیدم دلم خواست...
  14. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    مطمئنی فقط 7 سین؟ پس من که کار دارم نمی رسم بیام:cool:
  15. hd_memar

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    سال گاوه سلام خوفی؟> سلام واییی چه نازه این سلام :gol:
بالا