بزغاله از دور او را نگاه كرد و از بازي روباه خوشش آمد . نزديكتر آمد و خنده كنان به روباه گفت :« خيلي خوشحالي !» روباه گفت :« چرا خوشحال نباشم ، چه غمي دارم كه بخورم ؟ دنياي خدا به اين بزرگي است و آب و علف به اين فراواني . مي خورم و براي خودم بازي مي كنم . اصلاً من از كساني كه زياد فكر مي كنند و...