نتایح جستجو

  1. salvador

    آبیش جونم من با اجازه کم کم مرخص شم.کلی ظرف نشسته دارم و باید سحری هم یه چیزی درس کنم.ممنون که...

    آبیش جونم من با اجازه کم کم مرخص شم.کلی ظرف نشسته دارم و باید سحری هم یه چیزی درس کنم.ممنون که بودی و ممنون برا مشاعره بعد از مدتها کلی صفا کردم.مرسی التماس دعا و سر سفره سحری و افطاری من و از دعا های خوبت بی نصیب نگذاری. [IMG]
  2. salvador

    آره کم کم یادم میاد مشاهده گفتگو زدم دیدم.انگاری اسم کاربریتون عوض شده نه؟

    آره کم کم یادم میاد مشاهده گفتگو زدم دیدم.انگاری اسم کاربریتون عوض شده نه؟
  3. salvador

    نه متاسفانه بجا نیاوردم:gol:

    نه متاسفانه بجا نیاوردم:gol:
  4. salvador

    مشاعره با شعر سعدی

    ای روی تو آرام دل خلق جهانی بی روی تو شاید که نبینند جهان را
  5. salvador

    سلام خیلی ممنون از لطفتون و عکسای هنری.:gol:

    سلام خیلی ممنون از لطفتون و عکسای هنری.:gol:
  6. salvador

    مشاعرۀ سنّتی

    دلبرا در دل سخت تو وفا نیست چرا کافران را دل نرمست و ترا نیست چرا
  7. salvador

    مشاعرۀ سنّتی

    ما چو دادیم دل و دیده به طوفان بلا گو بیا سیل غم و خانه ز بنیاد ببر
  8. salvador

    مشاعرۀ سنّتی

    ای باد صبحدم خبر دلستان بگوی وصف جمال آن بت نا مهربان بگوی
  9. salvador

    مشاعره با شعر سعدی

    تو که از صورت حال دل ما بی‌ خبری غم دل با تو نگویم که ندانی دردم
  10. salvador

    مشاعرۀ سنّتی

    دل به راه غمت افتاد خدا را مددی که درین راه ثواب‌ست مددگاری دل
  11. salvador

    :gol::gol:مرسی :gol::gol:

    :gol::gol:مرسی :gol::gol:
  12. salvador

    :gol::gol:

    :gol::gol:
  13. salvador

    خو ممنون میشم اگه تحقیقی در این مورد داشته باشی.:gol: آره فک کنم داشتم و شکر خدا رو سفید از پسش...

    خو ممنون میشم اگه تحقیقی در این مورد داشته باشی.:gol: آره فک کنم داشتم و شکر خدا رو سفید از پسش بر اومدم و ...
  14. salvador

    :smile: مرسی زرالی که بودی شبت بخیر و خوشی و التماس دعا فت و فراوون.:gol:

    :smile: مرسی زرالی که بودی شبت بخیر و خوشی و التماس دعا فت و فراوون.:gol:
  15. salvador

    همیشه اسم شیراز میاد ناخودآگاه داش آکل در ذهنم تداعی میشه البته این بر میگرده به دوران نوجونی...

    همیشه اسم شیراز میاد ناخودآگاه داش آکل در ذهنم تداعی میشه البته این بر میگرده به دوران نوجونی کتاب داش آکل و خیلی بچه بودم خوندم و شخصیتش یه جورایی در ذهنم حک شد بخصوص اون مردونگی که در مورد مرجان نشون داد و با روزمره گی های امروزی کلی فرق داره و همیشه دوس داشتم از شیرازیا بپرسم در مورد اون...
  16. salvador

    بلی از بس کلک خوردم مجهز میام بیرون:D

    بلی از بس کلک خوردم مجهز میام بیرون:D
  17. salvador

    مقسی موگوییم:smile::gol:

    مقسی موگوییم:smile::gol:
  18. salvador

    :gol::gol: منم با شما موافقم جعلی واقعی کمی نزدیک به حقیقت;)

    :gol::gol: منم با شما موافقم جعلی واقعی کمی نزدیک به حقیقت;)
  19. salvador

    خدا نکنه سایه جان شما تاج سر مایی:gol::gol: مرسی از گلای قشنگت:gol::gol:

    خدا نکنه سایه جان شما تاج سر مایی:gol::gol: مرسی از گلای قشنگت:gol::gol:
  20. salvador

    آره منم با شوما نبودم با سیم خاردار بودم...دی نه کلاه ایمنی داشتم :D

    آره منم با شوما نبودم با سیم خاردار بودم...دی نه کلاه ایمنی داشتم :D
بالا