والاه چی بگویم که ناگفتنم بهتر است
یک عده مهمان دوست داشتنی به منزلمان آمده اند
با اینکه عاشقشونم ولی جریان همون مهمان گرچه عزیز است ولی همچو نفس ،خفه میسازد اگر آیدو بیرون نروده:biggrin:
هر چقدر هم سختی باشه حق اون بچه ها مرگ نبود
اونا آرزو داشتن
من کل این چند روزو به مرگ فکر کردم ولی بازم این نوع مرگ خیلی سخته وحق هیچ کی نیست
صبر ما به اندازه صبر خدا نیست
واقعا لحظه های سختیه
ما که هنوز فقط ترس مردمو می دیدیم یه دختره جلو چشم خودم نصف شب با اومدن لرزه تشنج گرفته بود دلمون خون شد
وای به حال مردم اونجا
خدا بهشون صبر بده
غیر از این چیزی نمی تونم بگم