والا این چن روزه از بس گشتمو جاهای تکراریرو دیدم سرگیجه گرفتم
آره دیگه دارم شام میذارم:D
به محض خروج گوشی رو برداشتم زنگ زدم بابا یه مظلوم نماییم اونجا رخ داد
گفتم آخه من واسه این همه آدم چجور غذا بذارم:cry:
اونم دلش سوخت گفت قربون دخمل برم ناراحت نباش میگیرم از بیرون میارم:w15:
هیچی بابا نرسیده به جلسه بهش می گم شنیدم رفته بودین ورزقان
انگار من زلزله اینا فرستادم اونجا
می گه باجه باج کندی ،ده پدریشونه اونجا خراب شده عتیقه هاشون از بین رفته
بعدشم کلا تو جو اونجا و مرگ ومیر بود اعصاب نداشت
هرچی می گفتم می گفت الان وقت این کارا نیست اونا داغ دارن:cry:
آره منم به بچه ها گفتم یکی همچین جدی باهام بحث کرد ترسیدم
منم می گم دیگه
خودشم من که نمی خوام برم واسه اونا که خدای نکرده کسی رو از دست دادن بزن و برقص راه بندازم می خوام نی نیا شاد بشن:(
دخمل کجایییییییییییییییییییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شما نمی گی یه دوستی داری ببینی تو زلزله مرده زنده است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یه موقع خبر نگیریا:confused:
راستی از مهسا اینا خبر داری؟
با آیسان حرف زدم گفت از مهسا خبر نداره
هرچی بهش میزنگم ج نمیده:surprised:
شکار لحظه ی چی؟
شفاداسان یا اوده؟
بیا دوشنبه بریم دیگه می خوایم ایستگاه نقاشی راه بندازیم با بچه ها بازی کنیم
الهی بمیرم واسه آبا اجدادت:cry:
منظورم پول ثبت نام نبود واسه کمک می گم آی کیو:razz: