ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی
دایم گل این بستان شاداب نمیماند
دریاب ضعیفان را در وقت توانایی
دیشب گله زلفش با باد همیکردم
گفتا غلطی بگذر زین فکرت سودایی
صد باد صبا این جا با سلسله میرقصند
این است حریف ای دل تا باد نپیمایی
مشتاقی و مهجوری...
نازی از بس حال خوبی دارم ، دارم میخندم :|
خنده بر لب میزنم تا کس نداند راز من // ورنه این دنیا که ما دیدیم خندیدن نداشت :|
من که گفتم دیگه از واژه ی ازدواج خوشم نمیاد :d
پ.ن:[IMG]