دوباره دانشگاها شورو شد یادم اومد منم مهندسم
شبی که رفتی در خیابان نشستم گریه کردم...
از غم دردی که دیدم بی تو هستم گریه کردم...
خواستم از آرزوهای دلم حرفی بگویم...
چون نبودی باز با یادت نشستم گریه کردم...
از غرورم کوه ها را زیر پایم می نهادی...
من برایت این غرورم را شکستم گریه کردم...
گرچه...