نتایح جستجو

  1. نقاب خردادی

    برم واسه بچه خواهرم بازی بذارم بای دوستان;)

    برم واسه بچه خواهرم بازی بذارم بای دوستان;)
  2. نقاب خردادی

    یک زوج در اوایل 60 سالگی، در یک رستوران کوچیک رمانتیک سی و پنجمین سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته...

    یک زوج در اوایل 60 سالگی، در یک رستوران کوچیک رمانتیک سی و پنجمین سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودن.ناگهانیک پری کوچولوِ قشنگ سر میزشون ظاهر شد و گفت:چون شما زوجی اینچنین مثال زدنی هستین و درتمام این مدت به هم وفادارموندین ، هر کدومتون می تونین یک آرزو بکنین.خانم گفت: اووووووووووووووووه ! من می...
  3. نقاب خردادی

    اگه تو بودی تو تیمارستان چی میگفتی؟؟؟؟؟؟؟:cool:

    اگه تو بودی تو تیمارستان چی میگفتی؟؟؟؟؟؟؟:cool:
  4. نقاب خردادی

    مایکل جکسون رو نمیشناسییییییییییییییییییییییییییی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    مایکل جکسون رو نمیشناسییییییییییییییییییییییییییی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
  5. نقاب خردادی

    :biggrin::biggrin::biggrin::cry::D

    :biggrin::biggrin::biggrin::cry::D
  6. نقاب خردادی

    به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانى، از روان‌پزشک پرسیدم شما چطور می‌فهمید که یک بیمار روانى...

    به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانى، از روان‌پزشک پرسیدم شما چطور می‌فهمید که یک بیمار روانى به بسترى شدن در بیمارستان نیاز دارد یا نه؟ روان‌پزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب می‌کنیم و یک قاشق چایخورى، یک فنجان و یک سطل جلوى بیمار می‌گذاریم و از او می‌خواهیم که وان را خالى کند. من گفتم...
  7. نقاب خردادی

    وقتی بیدار شدم تمام تنم درد می کرد و می سوخت. چشم هایم را بازکردم و دیدم پرستاری کنار تختم...

    وقتی بیدار شدم تمام تنم درد می کرد و می سوخت. چشم هایم را بازکردم و دیدم پرستاری کنار تختم ایستاده. اوگفت:«آقای فوجیما . شما خیلی شانس آوردید که دو روز پیش از بمباران هیروشیما جان به در بردید. حالا در این بیمارستان در امان هستید.» با ضعف پرسیدم :« من کجا هستم؟» آن زن گفت :« در ناگازاکی»...
  8. نقاب خردادی

    ادامه شاگردان گیج شدند: یکى از آنها گفت: لیوان را زمین بگذارید. استاد گفت: دقیقاً . مشکلات زندگى...

    ادامه شاگردان گیج شدند: یکى از آنها گفت: لیوان را زمین بگذارید. استاد گفت: دقیقاً . مشکلات زندگى هم مثل همین است. اگر آنها را چند دقیقه در ذهن تان نگه دارید، اشکالى ندارد. اگر مدت طولانی ترى به آنها فکر کنید، به درد خواهند آمد. اگر بیشتر از آن نگه شان دارید، فلج تان می کنند و دیگر قادر به انجام...
  9. نقاب خردادی

    استادى در شروع کلاس درس، لیوانى پر از آب به دست گرفت. آن را بالا نگاه داشت که همه ببینند. بعد از...

    استادى در شروع کلاس درس، لیوانى پر از آب به دست گرفت. آن را بالا نگاه داشت که همه ببینند. بعد از شاگردان پرسید: به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟ شاگردان جواب دادند 50 گرم، 100 گرم، 150 گرم. استاد گفت: من هم بدون وزن کردن، نمی دانم دقیقاً وزنش چقدر است. اما سوال من این است: اگر من این لیوان آب...
  10. نقاب خردادی

    بااااااااااااااااااور کن از خودم ننوشتم مایکل گفته:biggrin:

    بااااااااااااااااااور کن از خودم ننوشتم مایکل گفته:biggrin:
  11. نقاب خردادی

    عبدالله عبداللطیف در ادامه می نویسد : آقای جکسون وقتی دید از غربت و تنهایی گلایه دارم ، دلداریم...

    عبدالله عبداللطیف در ادامه می نویسد : آقای جکسون وقتی دید از غربت و تنهایی گلایه دارم ، دلداریم داد و گفت امیدوارم بحرین باز به ایران برگردد تا تو هم بتوانی به کشورت برگردی . امیدوارم من هم روزی کشورت ایران را از نزدیک ببینم می خواهم مسجد جامع یزد را که تعریفش را خیلی شنیده ام از نزدیک ببینم می...
  12. نقاب خردادی

    عبدالله عبداللطیف مسئول تشریفات و اقامت آقای مایکل جکسون در بحرین ، که هم اکنون در تبعیدی اجباری...

    عبدالله عبداللطیف مسئول تشریفات و اقامت آقای مایکل جکسون در بحرین ، که هم اکنون در تبعیدی اجباری ساکن اسپانیا است در کتاب خاطرات خود می نویسد : یک ماه قبل از درگذشت آقای جکسون توانستم تلفنی با ایشان صحبت کنم او می گفت در بحرین خیلی چیزها یاد گرفتم . من فهمیدم که : مظلومیت یعنی شعیان بحرین...
  13. نقاب خردادی

    مرد: خداوندا، چرا چشمهای زن را اینقدر زیبا آفریدی؟! خدا: برای اینکه با این چشمان زیبا تو را...

    مرد: خداوندا، چرا چشمهای زن را اینقدر زیبا آفریدی؟! خدا: برای اینکه با این چشمان زیبا تو را ببینید و تو را مست سازد. مرد: خداوندا، چرا لبهای زن را اینقدر زیبا آفریدی!؟ خدا: برای اینکه ترا ببوسد. مرد: خداوندا، چرا پوست زن را اینقدر لطیف آفریدی!؟ خدا: برای اینکه تو آن را لمس کنی و لذت ببری. مرد...
  14. نقاب خردادی

    نحوه ها رانندگی بودن

    نحوه ها رانندگی بودن
  15. نقاب خردادی

    شیکاگو: یک دست روی فرمان، یک دست بیرون پنجره نیویورک: یک دست روی فرمان، یک دست روی بوق...

    شیکاگو: یک دست روی فرمان، یک دست بیرون پنجره نیویورک: یک دست روی فرمان، یک دست روی بوق بوستون: یک دست روی فرمان، روزنامه در دست دیگر، پا محکم بر روی پدال گاز اوهیو: هر دو دست بر روی فرمان، هر دو پا روی پدال ترمز، قرار گرفتن در تیر رس تروریست ها کالیفورنیا: هر دو دست روی هوا، قیافه گرفتن، هر...
  16. نقاب خردادی

    پارسال با هم دسته جمی رفت بودیم زیارت E E E آقا جان کنترل کن من منظوری نداشتم:biggrin:

    پارسال با هم دسته جمی رفت بودیم زیارت E E E آقا جان کنترل کن من منظوری نداشتم:biggrin:
  17. نقاب خردادی

    مرا صد بار از خود برانی ، دوستت دارم ، به زندان خیانت هم کشانی ، دوستت دارم ،...

    مرا صد بار از خود برانی ، دوستت دارم ، به زندان خیانت هم کشانی ، دوستت دارم ، چه سود از مهر ورزیدن ، چه حاصل از وفا کردن ، مـــرا لایــق بـــدانی یا نــدانی، دوستت دارم
  18. نقاب خردادی

    من تو هلال اهمرم گزارش میدم نون بیارن;)

    من تو هلال اهمرم گزارش میدم نون بیارن;)
  19. نقاب خردادی

    با تو چه زندگیهایی که تو رویا هام نداشتم هر چی شعر عاشقونس، من برای تو نوشتم تو...

    با تو چه زندگیهایی که تو رویا هام نداشتم هر چی شعر عاشقونس، من برای تو نوشتم تو جهنم سوختم اما می نوشتم تو بهشتم اگه عاشقانه گفتم ، عشق تو باعث شه اگــــه مــردم تو بــدون چه کســی وارث شـه
  20. نقاب خردادی

    .......گاه می اندیشم خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید؟ آن زمان که خبر...

    .......گاه می اندیشم خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید؟ آن زمان که خبر مرگ مرا از کسی می شنوی روی تو را کاشکی می دیدم شانه بالا زدنت را بی قید و تکان دادن دستت که مهم نیست زیاد و تکان دادن سر را که عجیب...
بالا