خب خدارو شکر که هنوز خام خوار هستی چون من کلا پخته هستم یعنی زیادی هم پخته شدم اصلا جزغاله شدم
گفتم دیگه سفر نرو نشیندی رفتی
گفتم که بی خبر نرو نشنیدی رفتی
حالا خام بخور چون هیشکی نیست برات بپزه مجبوری که خام بخوری کلاس هم نذار بگو در لول خام خواری هستم دی:
شبت خوش
سلام دوست عزیز
ببخشید من چند روزی نبود رمان شما تایید شد و در تالار داستان هست اگه نوشته دیگری هم دارید در آن جستار بذارید تا دوستان نظر بدهند موفق باشید