همه هست آرزویم که ببینم از تو روئی
چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی
به کسی جمال خود را ننموده ای و بینم
همه جا به هر زبانی بود از تو گفت و گویی
به ره تو بس که نالم ز غم تو بس که مویم
شده ام ز ناله نالی، شده ام ز مویه مویی
همه خوشدل اینکه مطرب بزند به تار چنگی
من از آن خوشم که...