فانتزي بود؟!
منم فانتزيم اينه ك/زن اون يارو بشم تو عصر داستان!فك كن/يك درصد!
جنك ك شد حسين تو رو. ميسبارم بهش،با هم برن جبهه، خودمون هم ميريم صفا سيتي معرفت!:دي
دارم ميخونم، حمال لعنتي....جهل و بنج صفه مزخرفات بر كرده داده دست ما....
لازم داري؟لابد برا وقتي ك قراره ب سلامتي جوراب بارازين با كفش تق تقي ببوشي!:دي فك كن!اه!
قيافه حامد كميلي يادم مياد وقتي كه تو تيمارستان بود،دلم ميخاد با در قوطي كنسرو ركمو بزنم
بي دليل نيس ك من از جبهه مبارزه كشيدم كنار.....واقعا توانشو ندارم!
"شيريني سربازي در زمان عقد مي تواند با تماس هاي اميدبخش و دلكرم كننده، ياري كر طرفين باشد."!!!!!!
يني وقتي مهندس شدم اين جزوه هه رو قاب ميكنم ميزنم ب ديوار دفترم به مولا!
بي ام قبلي رو باك كن زود!
ميكم من اك جاي تو بودم،باداش شب بيداريامو براي تموم شدن كار برداشت وقتي مي كرفتم كه به روحاني كفتيم ما نما مقع داريم و اون جوري نكاهمون كرد
يني انقد ناراحت شده بود كه انكار يكي زده تو دهنش
واقعا لذت بردم كه احاس ضعف كرد، موجود حقير....