اغاز مشه ك عيب هاي معصشوق هويدا مي شه و عاشق رو سرخورده مي كنه،از طرف ديكه بي مهري وى سنكدلي و بي وفايي معشوق دلسرد و نااميدش مي كنه....بس ميكرده دنبال معشوقي كه نه برنجوندش نسشه از خود براندش نه سرتابا عيب باشه، و اينجاست كه خدا علنا وارد ميشه....نتيجه ي منطقي همه محبت ها خداست،معشوق همه...