1-وقتی کلاس دوم دبیرستان بودم سرکلاس دین وزندگی معملون صدام کرد که درس جواب بدم منم که هیچی نخونده بودم بلند شدم گفتم درس نخوندم گفت :چرا؟باناراحتی تمام گفتم آخه دیشب رفته بودم یحیی.یهو همه کلاس ومعلمون زدن زیرخنده.باخنده اونا فهمیدم به جای احیا گفتم یحیی.اون موقع بود که از خجالت سرخ شدم و خودم...