ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر...
ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر...
...
آنچه را که هزاران سال است بشر در آرزویش نشسته، هزاران هزار دل در انتظارش لحظه شماری کرده، پدران به فرزندان نویدش را دادهاند، مادران قصه اش را بر کودکان خواندهاند و گلهای گریبان دریده باغ در غیرتش، شمعها بسی اشکها در فراقش...