نتایح جستجو

  1. hannaneh-sh

    داستان هاي كوتاه

    جعبه کفش ! ... زن وشوهری بیش از 60 سال بایکدیگر زندگی مشترک داشتند. آنها همه چیز را به طور مساوی بین خود تقسیم کرده بودند. در مورد همه چیز باهم صحبت می کردند وهیچ چیز را از یکدیگر پنهان نمی کردند مگر یک چیز : یک جعبه کفش در بالای کمد پیرزن بود که از شوهرش خواسته بود هرگز آن را باز نکند ودر مورد...
  2. hannaneh-sh

    شباهت میوه و اعضای بدن!!!!!!!!!!!!!!!!!

    خیلی جالب بود ممنون
  3. hannaneh-sh

    زنگ تفریح ... گپ و گفت های خودمونی!

    کجا با این عجله؟
  4. hannaneh-sh

    متولدین مهر ماه................. هوراااااااااااااا

    بچه ها بیاین یه ذره خودمونو تحویل بگیریم:biggrin: :biggrin: :biggrin:
  5. hannaneh-sh

    داستان هاي كوتاه

    داستان مردی که جهنم را خرید! در قرون وسطا کشیشان بهشت را به مردم می‌فروختند و مردم نادان هم با پرداخت هر مقدار پولی قسمتی از بهشت را از آن خود می‌کردند. فرد دانایی که از این نادانی مردم رنج می‌برد دست به هر عملی زد نتوانست مردم را از انجام این کار احمقانه باز دارد تا اینکه فکری به سرش زد...
  6. hannaneh-sh

    زنگ تفریح ... گپ و گفت های خودمونی!

    سلام صبح شما هم به خیر:smile:
  7. hannaneh-sh

    زنگ تفریح ... گپ و گفت های خودمونی!

    سلام مریم جون صبح تو هم به خیر:smile:
  8. hannaneh-sh

    زنگ تفریح ... گپ و گفت های خودمونی!

    منم اومدم سلام بچه ها:D
  9. hannaneh-sh

    هزاران گل برای گل نرگس(برای تعجیل در ظهور صلوات)

    30 گل صلوات تقدیم به محضر مقدس امام زمان (عج)
  10. hannaneh-sh

    ديدن تمام بدن زن براي خواستگار جايز است!!!!!!!

    اگر اونقدر دانش استخراج احکام دینی از متن قرآن و احادیث رو دارید بسم الله... ولی من شک دارم:razz:
  11. hannaneh-sh

    با یه صلوات حاضری بزنید به هر نيتي(شفاي مريضان،سلامتي پدرومادرو...)

    بر جمال زیبای پیامبر عطوفت و مهربانی صلوات اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
  12. hannaneh-sh

    چرا پنیر پیتزا کش می آید؟

    این پنیر پیتزا رو تو هرچی بریزی خوشمزه میشه :thumbsup2: :thumbsup2:
  13. hannaneh-sh

    متولدین مهر ماه................. هوراااااااااااااا

    منم اضافه کن. 23 مهر هستم;)
  14. hannaneh-sh

    عکس های واقعا دیدنی از تربیت سگ پلیس در ایران!

    واقعا" زیبا هستن.ممنون
  15. hannaneh-sh

    داستان هاي كوتاه

    داستان دختری که خدا از او عکس می‌گرفت! دختر كوچكی هر روز پیاده به مدرسه می‌رفت و بر می‌گشت. با اینكه آن روز صبح هوا زیاد خوب نبود و آسمان نیز ابری بود، دختر بچه طبق معمولِ همیشه، پیاده بسوی مدرسه راه افتاد. بعد از ظهر كه شد، ‌هوا رو به وخامت گذاشت و طوفان و رعد و برق شدیدی درگرفت. مادر...
بالا