ای از تو چراغ دیده روشن
ای در تو صفای باغ و گلشن
تو جلوه مهر عالم افروز
آن شمع خموش درگهت من
ای چشم و چراغ آشنايی
ای مظهر قدرت خدایی
چون ماه نهفته در پس ابر
رخساره به ما نمی نمایی
تو صبح بهار شادی انگيز
من همچو غروب سرد پاييز
من جام تهی ز شور مستی
تو ساغری از نشاط لبريز
ای نغمه گر...