من یک شعر از naghmeh raha ناگهان به چشمم خورد که نگه دگر به سوی من چه میکنی چو در بر رقیب من نشسته ای و ناخودآگاه به وجد آمدم و ترغیب شدم جواب بدم .. اهل مشاعره نیستم اما وقتی ناگهان شعری از فروغ میبینی که تنها میان این همه مزخرفات که در وقایع اتفاقیه از جلو چشمانت رژه میروند گم شده است به خودت...