و می آید عمویم آخر از نهر
بگیرد انتقامم را از این دهر
عمویم پهلوان و مهربان است
به طفلان حسینش پاسبان است
دو چشمش چشمه ی آب حیات است
و یوسف پیش چشمش مات مات است
عمویم آخرین امید ما بود
میان ماهها خورشید ما بود
اگر دستش به شمشیرش بگیرد
تقاص طفل بی شیرش بگیرد
عمو می آید و یاری نماید
زطفلان او...