نتایح جستجو

  1. فانوس خیس

    **مشاعره با اشعار سهراب سپهری**

    ته تاریکی تکه ی خورشیدی دیدم خوردم وز خود رفتم و رها بودم..
  2. فانوس خیس

    مشاعره مختلط

    هر جا که دلی ست از غم تو بی صبر و قرار و بی سکون باد حافظ
  3. فانوس خیس

    مشاعرۀ سنّتی

    یار اگر ننشست با ما نیست جای اعتراض پادشاهی کامران بود ازگدایان عار داشت
  4. فانوس خیس

    **مشاعره با اشعار سهراب سپهری**

    آسمان خوشه ی کهکشان می آویزد کو چشمی آرزومند؟
  5. فانوس خیس

    نامه عاشقانه من

    این نامه رو لیلا فقط بخونه..... فقط میخوام که حالمو بدونه کلاغا اطراف منو گرفتن ، از دور مزرعه هنوز نرفتن لیــــلا ، دارن نقل و نبات میپاشن ....تا عشق و خون دوباره هم صدا شن لیلا چقد دلم برات تنگ شده ،..... نیستی ببینی که سرت جنگ شده نیستی ولی همیشه همصدایی لیلای من دریای من ، کجایی...
  6. فانوس خیس

    مشاعره از اون طرف

    مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم دولت عشق امد و من دولت پاینده شدم
  7. فانوس خیس

    مشاعرۀ سنّتی

    دیریست که دلدار پیامی نفرستاد ننوشت کلامی و سلامی نفرستاد
  8. فانوس خیس

    ممنون ....... شما خودت گلی......

    ممنون ....... شما خودت گلی......
  9. فانوس خیس

    نه به خدا منظور نداشتم ناراحت نشین........:D

    نه به خدا منظور نداشتم ناراحت نشین........:D
  10. فانوس خیس

    مشاعرۀ سنّتی

    سکندر را نمیبخشد آبی به زور و زر میسر نیست این کار
  11. فانوس خیس

    :Dباشه.....

    :Dباشه.....
  12. فانوس خیس

    مشاعرۀ سنّتی

    نیک باشی وبدت گویند خلق ... به که بد باشی ونیکت گویند.
  13. فانوس خیس

    مشاعرۀ سنّتی

    مرا در منزل جانان چه امن و عیش چون هردم جرس فریاد بر ارد که بربندید محمل ها
  14. فانوس خیس

    مشاعرۀ سنّتی

    یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد انکه یوسف به زرناسره بفروخته بود
  15. فانوس خیس

    **مشاعره با اشعار سهراب سپهری**

    میان ما راه درازی نیست... لرزش یک برگ.....
  16. فانوس خیس

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    ههه هه هه هه هه :D.... مرسی بچه ها ..... ...بعضی شخصیتاش درخور بود...
  17. فانوس خیس

    **مشاعره با اشعار سهراب سپهری**

    من در ایوانم رعنا لب حوض رخت می شوید رعنا سار ها آمده اند تازه لک لک ها پیدا شده اند
  18. فانوس خیس

    مشاعرۀ سنّتی

    ترسم که اشک در غم ما پرده در شود وین راز سر به مهر به عالم سمر شود
  19. فانوس خیس

    **مشاعره با اشعار سهراب سپهری**

    می رفتیم و درختان چه بلند و تماشا چه سیاه راهی بود از ما تا گل هیچ
  20. فانوس خیس

    مشاعرۀ سنّتی

    تا سحر چشم یار چه بازی کند که باز بنیاد بر کرشمه ی جادو نهاده ایم...........
بالا