سلام
خوبی خوشی رزالی؟
ممنون از جملات قصار و معنی دار، مرسی که من و لایق این همه هنر میدونی...دی عطاری چینی + :biggrin:
اصلا به روحیه ظریف و هنری من این سریال و خون آشامی که گفتی میخوره؟ آیا:huh:
فکر کنم این سری حلالت کنم، یه سری امتحان کن...قول نمیدم ها...دی :D
سالوادور بخاطر معنی خوبش،...
خب برای فامیل ما هم کم کم این اتفاق میفته!
کمبود بچه ای که باهاش بشه بچگی کرد...دی
خب مثل این میمونه که با بچه وارد دنیای بچه گی میشی، فارغ از دنیای بزرگتر ها، حتی برای چن لحظه یا دقیقه.
فراموش میکنی دور و برت و میذاری کودک درونت، برا چن لحظه کوتاه خودی نشون بده!
تجربه کنین بد نی!
: )
خب برای من هر از گاهی یاد اون خوشی های الکی، میشه دوپینگ روحی!
مخصوصا وقتی دوست های - قدیمی - خودم و میبینم و نقبی میزنیم به اون خاطره ها.
خواهش می کنم، خوشحال شدم از دیدنتون.
ممنون، شب بخیر.
:smile::gol:
مرسی خوبم، شما خوبی دوست عزیز؟
خواهش می کنم.
الان که پیش گلها نیستم! ولی هر از گاهی از مادر جویای حالشون میشم.
چه جمله قشنگی گفتین، ممنون.
بله حق با شماس، سکوت سرشار از ناگفته هاست!
مرسی.
:gol:
خب من خودم موندم یکی دستمو بگیره، راه و از چاه سوا کنه...دی
پس هر وقت لطف کردین، من منتظرم تا ببینم اون عکس و که باید دیدنی باشه.
بله دنیای بچگی تکه ای از بهشته، حیف هیشکی نگفت قدرش و بدونیم.
البته من به بچه های فامیل میگم!
مرسی خوبم، بله اون حس نوستالژی با ذات ما انسان ها اجین شده!
دلتنگی هم که جای خودش و داره و شاید بشه به جرات گفت که این دل تنگی فقط برای انسان هست و
وجه و فرق آدم با انسان!
خواهش می کنم، ممنونم از لطفتون.
:gol::gol:
ممنون.
برای کلاس اول بود، اون بغضه عکس برا این بود که آبجی کوچیکه از آقای عکاس ترسیده بود و داشت گریه میکرد!
منم که داداش مهربون - از همون اول - خب ناراحت شده بودم!
این شکلی نشون دادم.
: )