روزها فکر من این است و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
از کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود؟
به کجا مى روم؟ آخر ننُمایى وطنم
مانده ام سخت عجب کزچه سبب ساخت مرا
یا چه بودست مراد وى ازین ساختنم
جان که از عالم علوى ست، یقین مى دانم
رخت خود باز برآنم که همانجا فکنم
مرغ...