قرآن به سر گرفتم و گفتم: سلام عشق!
يعني به جز حريم تو بر من حرام عشق
با خون وضو بگير و دو رکعت غزل بخوان
آن دم که اذن مي دهد از روي بام عشق
ترسم که در سماع کشانم قنوت را
وقتي که قبله گاه تو باشي، امام عشق
از رکعت نخست در افتاده ام به شک
در سجده کفر گفته ام و در قيام عشق
سي پاره ي حضور مرا...
چه قدر صمیمی این جا.... حوصله ام سر رفت...سالی یه بار یکی یه پست می زنه :razz::razz::razz::razz::razz::razz::razz:
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
چیه؟؟؟ حرفی دیگه ندارم.. :confused::confused:
شعری که گفته بودی خوب بید..خوشمان امد..
چنانت دوست می دارم که وصلم دل نمی خواهد
کمال دوستی باشد مراد از دوست نگرفتن
شبت خوش...
راستی.... هیچ کس را خبر از دل دیگری نیست!!!!;)