اون موقع که رفتم دبیستان فکر میکردم گنده شدم خیلی چیزا رو میدونم
بعد که رفتم دانشگاه گفتم دیگه تموم شد
وقتی که اومدم بیرون تازه فهمیدم ای داد چه کلاهی گذاشتن سرمون فرستادنمون سر کار خودمون خبر نداریم
حالا هم که باید بدویم تا به زور کار پیدا کنیم
بعدشم ازدواجو بدون پولو...
علیک سلام
مرسی دادا شما گلین
اما از من به شما نصیحت به عنوان برادر کوچکتر
هیچ چیزی بهتر از صداقت پیدا نمیشه
واینکه دین رو از سیاست جدا کنین
البته عذر خواهی میکنم من پیشنهاد دادم
شب عزیز برادر بخیر:gol:
قشنگ میبینین
نه ابجیه گلم
واقعا زندگی با این اوضاع واقعا وحشتناک سخت شده
هر چقدر که میخوام بکم من دارم سخت میگیرم به خودم اخرش میبینم نه خیر داره روز به روز بر مردم سختر میشه
علیک سلام فرهیخته خانم:gol:
خدارو شکر خوبم شما چطورین؟
من که بیاد شما دوستان هستم و سر میزنم
انقدر هم بی معرفت نیستیم.
گاهی وقات که خسته از سر کار بر میگردم
سعی میکنم کتاب بخونم بعد بخوابم
از کرمان چه خبر خنک نشده ؟
[IMG]
دوم دبیرستان من شاگرد دوم شدم
بعد اشتباهی منو سوم اعلام کردن رفتم دفتر
بعد از اون با شاگرد سوم که چرا رفم دفتر از حقم دفاع کردم
کلی کتک کاری کردیم
جات خالی کتکم خوردم
اما به حقم رسیدم
مامان:cry: