نتایح جستجو

  1. salvador

    [IMG]

    [IMG]
  2. salvador

    [IMG]

    [IMG]
  3. salvador

    [IMG]

    [IMG]
  4. salvador

    [IMG]

    [IMG]
  5. salvador

    [IMG]

    [IMG]
  6. salvador

    [IMG]

    [IMG]
  7. salvador

    آن روز باران می آمد من کتم را چتر سرت کردم وقتی دلتنگی هایم، یکی یکی از جیب های کتم در آب ریختند...

    آن روز باران می آمد من کتم را چتر سرت کردم وقتی دلتنگی هایم، یکی یکی از جیب های کتم در آب ریختند تازه فهمیده بودی که چقدر دوستت دارم کاش، هرگز باران بند نمی آمد. قرار ما روی پل ورسک... دکتر علی آبان افتلتی
  8. salvador

    سلام خوبی؟ خوشی رزالی؟ مرسی از متن های خوبت...ممنون از اهنگ...صداش چیزی بین صدای زنده یادها ویگن...

    سلام خوبی؟ خوشی رزالی؟ مرسی از متن های خوبت...ممنون از اهنگ...صداش چیزی بین صدای زنده یادها ویگن و مهرپویا هست! اون کتاب و نخوندم...از لینکی که داده بودین این شکلی نشون میده شبیه کتاب سه شنبه ها با موری هست! ببخشید کمی بی حالم...نمیدونم از پاییزه یا پیری! فرقی هم نمیکنه هر دو شبیه هستن...:confused:
  9. salvador

    هر کس با صفتی زیبا میشود تو با خندیدن من با گریستن خدا، این زیبایی را از ما نگیرد.

    هر کس با صفتی زیبا میشود تو با خندیدن من با گریستن خدا، این زیبایی را از ما نگیرد.
  10. salvador

    آن روز باران می آمد من کتم را چتر سرت کردم وقتی دلتنگی هایم، یکی یکی از جیب های کتم در آب ریختند...

    آن روز باران می آمد من کتم را چتر سرت کردم وقتی دلتنگی هایم، یکی یکی از جیب های کتم در آب ریختند تازه فهمیده بودی که چقدر دوستت دارم کاش، هرگز باران بند نمی آمد. قرار ما روی پل ورسک... دکتر علی آبان افتلتی
  11. salvador

    آن روز باران می آمد من کتم را چتر سرت کردم وقتی دلتنگی هایم، یکی یکی از جیب های کتم در آب ریختند...

    آن روز باران می آمد من کتم را چتر سرت کردم وقتی دلتنگی هایم، یکی یکی از جیب های کتم در آب ریختند تازه فهمیده بودی که چقدر دوستت دارم کاش، هرگز باران بند نمی آمد. قرار ما روی پل ورسک... دکتر علی آبان افتلتی
  12. salvador

    آن روز باران می آمد من کتم را چتر سرت کردم وقتی دلتنگی هایم، یکی یکی از جیب های کتم در آب ریختند...

    آن روز باران می آمد من کتم را چتر سرت کردم وقتی دلتنگی هایم، یکی یکی از جیب های کتم در آب ریختند تازه فهمیده بودی که چقدر دوستت دارم کاش، هرگز باران بند نمی آمد. قرار ما روی پل ورسک... دکتر علی آبان افتلتی
  13. salvador

    آن روز باران می آمد من کتم را چتر سرت کردم وقتی دلتنگی هایم، یکی یکی از جیب های کتم در آب ریختند...

    آن روز باران می آمد من کتم را چتر سرت کردم وقتی دلتنگی هایم، یکی یکی از جیب های کتم در آب ریختند تازه فهمیده بودی که چقدر دوستت دارم کاش، هرگز باران بند نمی آمد. قرار ما روی پل ورسک... دکتر علی آبان افتلتی
  14. salvador

    [IMG]

    [IMG]
  15. salvador

    :huh::whistle::rambo::cap::):D:biggrin:

    :huh::whistle::rambo::cap::):D:biggrin:
  16. salvador

    مشاعرۀ سنّتی

    یارم طریق سرکشی از سر گرفت و رفت یکباره دل ز بی دل خود بر گرفت و رفت - محتشم کاشانی
  17. salvador

    باشه هر وقت گفتین شروع میکنیم. کدوم شکلک؟ همینی که تو صفحه اصلی هس؟ نه امشب زود میخوابم.

    باشه هر وقت گفتین شروع میکنیم. کدوم شکلک؟ همینی که تو صفحه اصلی هس؟ نه امشب زود میخوابم.
  18. salvador

    سلام نغمه خانوم...خب جواب سوال اولتون: یوسفی هستم که از تنهایی بی حد خویش نیمه های شب دلم یاد...

    سلام نغمه خانوم...خب جواب سوال اولتون: یوسفی هستم که از تنهایی بی حد خویش نیمه های شب دلم یاد زلیخا میکند!
  19. salvador

    [IMG]

    [IMG]
  20. salvador

    [IMG]

    [IMG]
بالا