نتایح جستجو

  1. salvador

    سلام خوبم، خوبی؟

    سلام خوبم، خوبی؟
  2. salvador

    خواهش می کنم.:gol: منم اونروز عجله ای یه نوشته دادم! بعد فرمودن یه هفته تمدید کردن. فکر نکنم...

    خواهش می کنم.:gol: منم اونروز عجله ای یه نوشته دادم! بعد فرمودن یه هفته تمدید کردن. فکر نکنم نوشته ام جالب باشه...ممنون شما همیشه به من لطف داشتین، سپاسگزارم.:gol: تمرکز نوشتنم این روزا خوب نیست.دارم تمرین میکنم خوب شه...زمان میخواد.
  3. salvador

    :biggrin:...مبصر 4 ساله. بله پایه باید قوی باشه. بله اینم هست، اما سن هر از گاهی بد جور به دل...

    :biggrin:...مبصر 4 ساله. بله پایه باید قوی باشه. بله اینم هست، اما سن هر از گاهی بد جور به دل خودی نشون میده. من باید چن ترمی بیام پسوند دی از شما یاد بگیرم...دی کم آوردن مرسی.:smile::gol: پس هر وقت خواستین تشریف ببرین، لطفا تعارف نکنید. امروز عصری اینجا اولین برف پاییزی بارید.
  4. salvador

    راستی باران عزیز نغمه خانوم مدیر خوب تالار ادبیات زحمت کشیدن و یه مسابقه پاییزی ترتیب دادن، اگه...

    راستی باران عزیز نغمه خانوم مدیر خوب تالار ادبیات زحمت کشیدن و یه مسابقه پاییزی ترتیب دادن، اگه زحمتی نیست، لطفا یه شعر یا متن پاییزی براشون خصوصی ارسال کنید. متن و شعر از خودتون باشه که چه بهتر. ممنون.:):gol: اینم تاپیک مسابقه.
  5. salvador

    بله سن که میره بالا، آدم هی تجدیدی میاره...دی شهریوری من هستم فعلا، مزاحم خوابتون نباشم؟ سلامت...

    بله سن که میره بالا، آدم هی تجدیدی میاره...دی شهریوری من هستم فعلا، مزاحم خوابتون نباشم؟ سلامت باشید. :smile::gol:
  6. salvador

    بانوی گیسو حنایی‌ام تو را دوست دارم چون لحظه شوق، در گشودن هدیه‌ای که نمی‌دانم چیست دوستت دارم...

    بانوی گیسو حنایی‌ام تو را دوست دارم چون لحظه شوق، در گشودن هدیه‌ای که نمی‌دانم چیست دوستت دارم چون غوغای درون و لرزش دست‌ و دل در آستانه دیداری دوستت دارم چون گفتن «شکر خدا من زنده ام» گفتی: اگر تو را از دست دهم خواهم مرد نه! تو زنده می‌مانی، یاد من چون دود سپیدی در باد محو خواهد شد و تو خواهی...
  7. salvador

    بانوی گیسو حنایی‌ام تو را دوست دارم چون لحظه شوق، در گشودن هدیه‌ای که نمی‌دانم چیست دوستت دارم...

    بانوی گیسو حنایی‌ام تو را دوست دارم چون لحظه شوق، در گشودن هدیه‌ای که نمی‌دانم چیست دوستت دارم چون غوغای درون و لرزش دست‌ و دل در آستانه دیداری دوستت دارم چون گفتن «شکر خدا من زنده ام» گفتی: اگر تو را از دست دهم خواهم مرد نه! تو زنده می‌مانی، یاد من چون دود سپیدی در باد محو خواهد شد و تو خواهی...
  8. salvador

    :smile::gol:

    :smile::gol:
  9. salvador

    بانوی گیسو حنایی‌ام تو را دوست دارم چون لحظه شوق، در گشودن هدیه‌ای که نمی‌دانم چیست دوستت دارم...

    بانوی گیسو حنایی‌ام تو را دوست دارم چون لحظه شوق، در گشودن هدیه‌ای که نمی‌دانم چیست دوستت دارم چون غوغای درون و لرزش دست‌ و دل در آستانه دیداری دوستت دارم چون گفتن «شکر خدا من زنده ام» گفتی: اگر تو را از دست دهم خواهم مرد نه! تو زنده می‌مانی، یاد من چون دود سپیدی در باد محو خواهد شد و تو خواهی...
  10. salvador

    منم ممنونم، لطف دارین نغمه جان. :w27::gol:

    منم ممنونم، لطف دارین نغمه جان. :w27::gol:
  11. salvador

    مرسی، شما لطف دارید. نه زیاد، زندگی اول امتحان میگیره بعد درس میده! مثل استادای نامرد...به مرور...

    مرسی، شما لطف دارید. نه زیاد، زندگی اول امتحان میگیره بعد درس میده! مثل استادای نامرد...به مرور آدم یاد میگیره! ممنونم. :):gol:
  12. salvador

    خواهش می کنم، مرسی نغمه عزیز.:gol:

    خواهش می کنم، مرسی نغمه عزیز.:gol:
  13. salvador

    شما که استادین، من دارم درس پس میدم. خواهش می کنم. خوشحالم که مورد پسند بود. :gol:

    شما که استادین، من دارم درس پس میدم. خواهش می کنم. خوشحالم که مورد پسند بود. :gol:
  14. salvador

    سلام نغمه جان. ممنونم. خواهش می کنم، خوشحالم که مورد پسند بود. :gol:

    سلام نغمه جان. ممنونم. خواهش می کنم، خوشحالم که مورد پسند بود. :gol:
  15. salvador

    خواهش می کنم.:gol: این دردناک بودن هم نشات گرفته از همون حسه هست. معمولا داستان ها و فیلم هایی...

    خواهش می کنم.:gol: این دردناک بودن هم نشات گرفته از همون حسه هست. معمولا داستان ها و فیلم هایی که پایان خوشی ندارن، در خاطرمون همیشگی میشن.
  16. salvador

    بله همون حس نوستالژی، که معمولا متولدین نیمه دومی زیاد دوس دارن.:D امیدوارم که این شکلی باشه...

    بله همون حس نوستالژی، که معمولا متولدین نیمه دومی زیاد دوس دارن.:D امیدوارم که این شکلی باشه. مرسی. :):gol:
  17. salvador

    :smile::gol: بانوی گیسو حنایی‌ام تو را دوست دارم چون لحظه شوق، در گشودن هدیه‌ای که نمی‌دانم چیست...

    :smile::gol: بانوی گیسو حنایی‌ام تو را دوست دارم چون لحظه شوق، در گشودن هدیه‌ای که نمی‌دانم چیست دوستت دارم چون غوغای درون و لرزش دست‌ و دل در آستانه دیداری دوستت دارم چون گفتن «شکر خدا من زنده ام» گفتی: اگر تو را از دست دهم خواهم مرد نه! تو زنده می‌مانی، یاد من چون دود سپیدی در باد محو خواهد شد...
  18. salvador

    بانوی گیسو حنایی‌ام تو را دوست دارم چون لحظه شوق، در گشودن هدیه‌ای که نمی‌دانم چیست دوستت دارم...

    بانوی گیسو حنایی‌ام تو را دوست دارم چون لحظه شوق، در گشودن هدیه‌ای که نمی‌دانم چیست دوستت دارم چون غوغای درون و لرزش دست‌ و دل در آستانه دیداری دوستت دارم چون گفتن «شکر خدا من زنده ام» گفتی: اگر تو را از دست دهم خواهم مرد نه! تو زنده می‌مانی، یاد من چون دود سپیدی در باد محو خواهد شد و تو خواهی...
  19. salvador

    بانوی گیسو حنایی‌ام تو را دوست دارم چون لحظه شوق، در گشودن هدیه‌ای که نمی‌دانم چیست دوستت دارم...

    بانوی گیسو حنایی‌ام تو را دوست دارم چون لحظه شوق، در گشودن هدیه‌ای که نمی‌دانم چیست دوستت دارم چون غوغای درون و لرزش دست‌ و دل در آستانه دیداری دوستت دارم چون گفتن «شکر خدا من زنده ام» گفتی: اگر تو را از دست دهم خواهم مرد نه! تو زنده می‌مانی، یاد من چون دود سپیدی در باد محو خواهد شد و تو خواهی...
  20. salvador

    بانوی گیسو حنایی‌ام تو را دوست دارم چون لحظه شوق، در گشودن هدیه‌ای که نمی‌دانم چیست دوستت دارم...

    بانوی گیسو حنایی‌ام تو را دوست دارم چون لحظه شوق، در گشودن هدیه‌ای که نمی‌دانم چیست دوستت دارم چون غوغای درون و لرزش دست‌ و دل در آستانه دیداری دوستت دارم چون گفتن «شکر خدا من زنده ام» گفتی: اگر تو را از دست دهم خواهم مرد نه! تو زنده می‌مانی، یاد من چون دود سپیدی در باد محو خواهد شد و تو خواهی...
بالا