نتایح جستجو

  1. *FARZAN*

    سلام حال شما؟ : ) اقا منم تشکراتم تموم شده بود شرمنده از طرفی هم دیگه حافظه یاری نکرد برای...

    سلام حال شما؟ : ) اقا منم تشکراتم تموم شده بود شرمنده از طرفی هم دیگه حافظه یاری نکرد برای ادامه مشاعره... معذرت میخوام
  2. *FARZAN*

    بله خیلی خیلی عالی میشه ...

    بله خیلی خیلی عالی میشه ...
  3. *FARZAN*

    نقاشی های عجیبی هستن ادمای برون چهره باریکه ابی گلهایی رشد کرده از سر انگشتانشون اون ادم سیاه ک...

    نقاشی های عجیبی هستن ادمای برون چهره باریکه ابی گلهایی رشد کرده از سر انگشتانشون اون ادم سیاه ک مث اسمون شبه خیلی جالبن خیلی
  4. *FARZAN*

    خوب ی جورایی موافقم با شما اما خوب ی سری رشته های ابی و زرد اجری از جایی ک تقریبا وسط چشماس زده...

    خوب ی جورایی موافقم با شما اما خوب ی سری رشته های ابی و زرد اجری از جایی ک تقریبا وسط چشماس زده بیرون اون ب نظرم باریکه ایه از ذهن این ادماس ادمایی ک چهره ندارن اما... اون گلها رو نمیدونم چرا .. درک نکردمشون ..... تویی نقاشی دیگه از همین سری همین ادمای بدون چهره در کنار ی ادم عادی با لباسهای...
  5. *FARZAN*

    ممنون بد نیستم اونایی ک گل داخلشون هس فک کنم واسه باربارا بزینا باشه نقاش اواتار خودم ی اقای...

    ممنون بد نیستم اونایی ک گل داخلشون هس فک کنم واسه باربارا بزینا باشه نقاش اواتار خودم ی اقای فرانسوی هست ک من عاشقشم اما متاسفانه هرچی فک کردم اسمش یادم نیومد حالا اگر یادم اومد میگم اونا فقط چشم ندارن کلا صورت ندارن نه بینی نه چشم نه ابرو ی صورت خالی خالی الان نظرتون چیه؟
  6. *FARZAN*

    مشاعرۀ سنّتی

    مُردم از درد و نمی آیی ب بالینم هنوز مرگ خود می بینم و رویت نمی بینم هنوز
  7. *FARZAN*

    ببخشید منم یادم رفت سلام کنم : ) سلام خوبید؟ نقاشهاشون رو بله میدونم کین... اما برداشت خودشون...

    ببخشید منم یادم رفت سلام کنم : ) سلام خوبید؟ نقاشهاشون رو بله میدونم کین... اما برداشت خودشون رو خیر...بهرحال سبکی جدید و خاص هستن ... و برای همه مورد پسند نیستن و البته قابل درک شاید ... شما چی برداشت میکنید؟
  8. *FARZAN*

    مشاعرۀ سنّتی

    دیدم ب خواب خوش ک ب دستم پیاله بود تعبیر رفت و کار ب دولت حواله بود چهل سال رنج و غصه کشیدیم و عاقبت تدبیر ما ب دست شراب دوساله بود
  9. *FARZAN*

    کدوما ؟ اواتارم؟ یا؟

    کدوما ؟ اواتارم؟ یا؟
  10. *FARZAN*

    مشاعرۀ سنّتی

    می مخور با همه کس تا نخورم خون جگر سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم
  11. *FARZAN*

    مشاعرۀ سنّتی

    می‌زنی تو زخمه و بر می‌رود تا ب گردون زیر و زارم روز و شب
  12. *FARZAN*

    مشاعرۀ سنّتی

    در زاری و نزاری چون زیر چنگ زارم زاری مرا تمام است چون زور و زر ندارم
  13. *FARZAN*

    رد پای احساس ...

    حرف که می زنی انگار سوسنی در صدایت راه می رود حرف بزن می خواهم صدایت را بشنوم تو باغبان صدایت بودی و خنده ات دسته کبوتران سفیدی که به یکباره پرواز می کنند . تورا دوست دارم چون صدای اذان در سپیده دم چون راهی که به خواب منتهی می شود ترا دوست دارم چون آخرین بسته سیگاری در تبعید . تو نیستی و هنوز...
  14. *FARZAN*

    مشاعرۀ سنّتی

    اگر روزی مقدر شد ک با اشکت وضو سازم خدا داند که با چشمت هزاران قبله میسازم
  15. *FARZAN*

    نوشته های ماندگار

    آنوقت ماهی سیاه از دسته ی ماهی های دریا جدا شد و خودش به شنا کردن پرداخت. کمی بعد آمد به سطح دریا ، آفتاب گرم می تابید. ماهی سیاه کوچولو گرمی سوزان آفتاب را در پشت خود حس می کرد و لذت می برد. آرام و خوش در سطح دریا شنا می کرد و به خودش می گفت: « مرگ خیلی آسان می تواند الان به سراغ من بیاید ، اما...
  16. *FARZAN*

    [IMG]

    [IMG]
  17. *FARZAN*

    دل نوشته های نیکی فیروز کوهی

    احساسِ آوارگی می‌کنم زمستان نبودنِ تو روز‌های بی‌ آفتاب و ذهن نیمه عریان تو به سرما فکر می‌کنم به تو دستم میرود به دکمه‌های لباسم پوستِ بیحیا ی تنم در اتاق جاری می‌‌شود تو در برف رفتی‌ من به دنبال حتی یک لحظه ی دیگر با تو رویِ ردّ پایِ تو مست می شدم جای بوسه‌های تو پشت پلک‌هایم سبکی می‌‌کند با...
  18. *FARZAN*

    دل نوشته های نیکی فیروز کوهی

    های مسافرِ محبوبِ من ! شانه ی سردِ جاده ها جای آسودنِ تو نیست نسترن های باغچه دلِ نازک شاعر کوچه‌ای ساکت در هوای تو بیخوابِ بی‌ قرارند دوباره با مهر در آمیز لبخند را آسان بگیر عشق را بی‌ هیچ تفکری به سینه ات بسپار به تراکمِ ابر‌های بی‌ نشان آن سرِ جهان بگو خداحافظ ببار محبوبِ من ! ببار! به خاطرِ...
  19. *FARZAN*

    دل نوشته های نیکی فیروز کوهی

    و کاش هرگز ندانی هوا چه بارانی است نفس چه سنگین و کوچه‌ها چه بی‌ حادثه اند و خانه زندانی که پشتِ زنگار پنجره اش انتظار ماسیده و کاش ندانی تمام این سال ها مرگبارترین فصل‌ها پاییز بوده است که بعد از تو رو به جاده ی شمال که میروم نه عطرِ دریا سرشار ترم می‌‌کند نه بوییدن ساقه‌های برنج عاشق ترم نه...
  20. *FARZAN*

    :gol:

    :gol:
بالا