"خانهی اشغالی"
از خانه خوشمان میآمد چون قدیمی و جادار بود (آن هم در روزگاری که خانههای قدیمی را خراب میکردند، مصالح ساختمانیشان را حراج میگذاشتند و پول کلان به جیب میزدند) و خاطرات پدران پدربزرگها، پدربزرگها، پدر و مادر و خاطرات کودکیمان را در خود داشت.
من و ایرنه عادت کرده بودیم...