زیاد فکرشو نکن...تو جزئشون نیستی....
غصه نخور بذار یه خاطره از یکی از بیمارام بگم :
دو تا دیوونه از تیمارستان فرار میکنن. ریل راه آهنو میگیرن و راه میافتن طرف شهر.
اولی می پرسه: کی میرسیم به شهر؟ دومیه یه نقطه رو اون دورا نشون میده و میگه: هر وقت این دو تا خط به هم برسن.
میرن و میرن...